واجب شدن هرگز استطاعت آن را نداشتيد و اگر تركش مىكرديد كافر مىگرديديد ، پس مرا رها كنيد و تا مادامىكه چيزى را بشما فرمان ندادهام متعرّضش نشويد و امم سالفهاى كه قبل از شما بودند به واسطه سؤالهاى مكرّرى كه از پيامبران خود مىنمودند هلاك شدند ، بنابراين وقتى شما را به چيزى امر كردند پس در حدّ استطاعت و قدرتى كه داريد آن را بجاى آوريد و در مقابل وقتى شما را از شيئى نهى و زجر كردم از ارتكابش اجتناب نمائيد .
مؤلّف گويد :
چون سؤال سائل از تكرار عمل حجّ و آوردن افراد و مصاديق متعدّد آن بوده و حضرت نبوىّ صلّى اللّه عليه و آله و سلّم در جوابش حديث شريف را ايراد فرمودند به خوبى مىتوان استفاده نمود كه غرض از كلمه « من » تبعيض بحسب افراد مصاديق است .
تحرير و شرح
قوله : و ظهورها فى التّبعيض : ضمير در « ظهورها » به كلمه « من » راجع است .
قوله : الّا انّ كونه بحسب الاجزاء : ضمير در « كونه » به « تبعيض » راجع است .
قوله : لاحتمال ان يكون به لحاظ الافراد : ضمير در « ان يكون » به تبعيض عود مىكند .
قوله : و لو سلّم : يعنى بفرض بپذيريم كه بحسب اجزاء بودنش واضح است .
قوله : فلا محيص عن انّه : ضمير در « انّه » به تبعيض راجع است .
قوله : هاهنا : يعنى در مورد روايت .
تحرير الفصول في شرح كفاية الأصول (فارسى) — صفحة 708
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٧٠٨