بر مكلّف واجب شده كه وى از اتيان بعضى از اجزاء آن عاجز و تنها بر آوردن برخى از آنها قادر است حال بوى مىگويند :
زمانى كه بر امتثال و آوردن بعضى از اجزاء مركّب قادر بودى همانها را بياور .
ظاهرا تبعيضى كه از حديث شريف استفاده مىشود بحسب افراد و مصاديق است نه باعتبار اجزاء و با اين فرض استدلال در مورد بحث به آن تمام نمىباشد .
سپس مىفرماين :
بفرض بپذيريم كه ظاهر كلمه « من » در تبعيض بحسب اجزاء است ولى در مورد بحث چارهاى نداريم از اينكه آن را بايد به لحاظ افراد فرض كنيم چه آنكه مورد حديث شريف و موقعيّت صدور آن مقتضى اين معنا مىباشد زيرا حديث در جواب سؤال كسى صادر شده كه از تكرار حجّ پس از امر به آن پرسش نموده است و شرح آن چنين است :
در روايت آمده كه روزى رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم خطبهاى قرائت نموده و در ضمن آن فرمودند :
خداوند متعال عمل و فريضه حجّ را بر شما واجب قرار داده است .
عكاشه و در روايتى ديگر آمده كه سراقة بن مالك بوده كه ايستاد و عرض نمود :
اى رسول خدا آيا در هر سال بايد اين عمل را بجاى آوريم ؟
حضرت از وى اعراض فرموده و جوابش را ندادند تا براى بار دوّم و سوّم وى سؤال مزبور را تكرار نمود .
آن جناب فرمودند : واى بر تو چه چيز تو را در امان قرار داد از اينكه من در جوابت بگويم : بلى هر سال بايد آن را بهجا آوريد ، به خدا سوگند اگر در جواب مىگفتم آرى هرآينه اين عمل واجب مىشد و در صورت
تحرير الفصول في شرح كفاية الأصول (فارسى) — صفحة 707
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٧٠٧