تمكّن از چيز ديگر ساقط نمىشود .
و همچنين از فرموده ديگر آن جناب كه مىفرمايد :
ما لا يدرك الخ : يعنى چيزى كه تمامش درك نمىشود نبايد كلّ آن ترك گردد .
مناقشه مرحوم مصنّف در دلالت دليل اوّل
مرحوم مصنّف مىفرماين :
دلالت دليل اوّل بر وجوب باقى اجزاء مبتنى است بر اينكه كلمه « من » به معناى تبعيض باشد نه بيانيّه و نه به معناى « باء » چه آنكه با تقدير آن به معناى « تبعيض » حديث را بايد اينطور معنا نمود :
زمانى كه به آوردن چيزى مأمور شديد پس هر قدرى از آن را كه استطاعت و قدرت داشتيد بياوريد لذا در مورد بحث پس از عاجز شدن از يك يا دو جزء مثلا چون اجزاء ديگر مقدور مىباشند بر مكلّف لازمست آنها را بياورد .
و بدين ترتيب بحديث شريف مىتوان استدلال كرد ولى بايد توجّه داشت كه ظهور كلمه « من » در تبعيض اگرچه امرى است غير مخفى بلكه روشن و آشكار ولى در عين حال مىتوان اظهار نمود :
تبعيض يا بحسب افراد بوده و يا به ملاحظه اجزاء مىباشد :
مقصود از تبعيض بحسب افراد آنست كه مصاديق و افراد متعدّدى در حقّ مكلّف واجب باشند كه وى از آوردن و امتثال برخى از آنها متمكّن باشد حال بوى مىگويند :
وقتى بر امتثال پارهاى از افراد قادر و مستطيع بودى همانها را بياور .
و مراد از تبعيض به ملاحظه اجزاء آنست كه مركّبى كه اجزاء متعدّد دارد