ترجمه :
تنبيه سوّم [ زياد نمودن جزئى كه شكّ داريم آيا عدمش بعنوان شرط يا شطر در واجب معتبر است يا معتبر نيست ]
از آنچه گذشت حال زياد نمودن جزئى كه شكّ داريم آيا عدمش بعنوان شرط يا شطر در واجب معتبر است يا معتبر نيست معلوم گرديد مشروط به اينكه در واقع عدمش نه بعنوان شرط معتبر بوده و نه شطر و جزء چه آنكه اگر بحسب واقع عدمش معتبر باشد بدون ترديد فعل و انجام آن در عمل از باب نقيصه محسوب شده نه زيادى .
و وجه معلوم شدن حكم اين صورت از تقرير و بيانات گذشته اينست كه :
صورت مذكور از مصاديق موردى است كه در دخالت داشتن شىء بعنوان جزء يا شرط در واجب شكّ نمائيم كه حكمش را بطور تفصيل بيان نموده و گفتيم جائى براى برائت عقلى وجود نداشته ولى به برائت شرعى مىتوان متمسّك شد .
بنابراين در اينجا نيز مىگوئيم :
مكلّف در صورتى كه عمل را با زيادى مزبور عمدا بياورد اعمّ از آنكه تشريعا بوده يا از روى جهل باشد ، قصورا بوده يا تقصيرا و يا سهوا باشد عمل صحيح است اگرچه عقل بدون لحاظ نقل حكم بلزوم احتياط كرده و باعتبار قاعده اشتغال اعاده آن را لازم مىداند .
تحرير و شرح
قوله : انّه ظهر ممّا مرّ : ضمير در « انّه » به معناى « شأن » مىباشد .
قوله : فى اعتبار عدمها : يعنى عدم زيادة .
قوله : مع عدم اعتباره : يعنى عدم اعتبار العدم .
قوله : فى جزئيّته : يعنى فى جزئيّة العمل فى نفس الامر و الواقع .
قوله : و الّا : يعنى و اگر عدمش معتبر باشد .