تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحرير الفصول في شرح كفاية الأصول (فارسى) — صفحة 653

مساهمون:

ص٦٥٣
آن بگوئيم مسئله مزبور داراى سه صورت مىباشد :

صورت اوّل

صورت اوّل آنست كه اجتناب تنها از « ملاقى » يعنى نفس اطراف علم واجب بوده نه از « ملاقي » و آن در جائى است كه ملاقات بعد از حصول علم اجمالى صورت گرفته باشد . و دليل بر عدم لزوم اجتناب از « ملاقي » آنست كه مكلّف در فرض مزبور وقتى از « ملاقى » و طرف مقابلش اجتناب نمود در حقّش صادق است بگوئيم : وى از نجس واقعى در بين اطراف اجتناب نموده اگرچه از ملاقي پرهيز نكرده باشد چه آنكه نجاست « ملاقي » بفرض حاصل شدنش از ناحيه نجاست « ملاقى » فرد ديگرى از نجس بوده كه در وجودش شكّ داريم همچون شىء ديگر كه بسببى ديگر در نجاستش ترديد و شكّ داشته باشيم لذا همان‌طورىكه در اين مورد به اصالة البراءة تمسّك جسته و لزوم اجتناب را دفع مىكنيم در مورد بحث نيز حكم همين‌طور مىباشد . و از اين بيان و شرح ظاهر و روشن گرديد كه اين توهّم يعنى آنكه بگوئيم : مقتضاى تنجّز اجتناب از معلوم بالاجمال يعنى اطراف علم كه ملاقى نيز از آنها محسوب مىشود آنست كه از ملاقي نيز بايد پرهيز و دورى كرد زيرا ضرورى و بديهى است علم اجمالى به ملاقى موجب تنجّز اجتناب از خصوص آن بوده نه از فرد ديگرى كه به حدوثش علم نداشته اگرچه احتمال وقوعش را مىدهيم . تحرير و شرح قوله : انّه انّما يجب عقلا رعاية الاحتياط الخ : ضمير در « انّه » به معناى