مقيّد نموده و بگوئيم :
مقصود از ثواب در صحيحه ثواب مترتّب بر انقياد است چه آنكه بين صحيحه و خبر مزبور منافاتى وجود ندارد زيرا در صحيحه اثبات ثواب بر نفس عمل نموده و در خبر ياد شده ثواب را بر انقياد مترتّب كرده و پرواضح است بين اثبات اين دو تهافت و تباينى نيست و باصطلاح هر دو خبر از قبيل مثبتين بوده و در محلّش مقرّر است كه تنافى هرگز بين دو دليل مثبت وجود ندارد بلكه اين معنا بين مثبت و نافى متحقّق است فلذا مطلق را زمانى بر مقيّد حمل مىكنند كه يكى مثبت و ديگرى نافى باشد و در فرضى كه هر دو مثبت يا نافى باشند اين حمل را ابدا مرتكب نمىشوند و بهر تقدير مكلّف اگر عمل و فعل مزبور را انجام دهد و قصدش طلب قول النّبىّ صلّى اللّه عليه و آله و سلّم بوده يا نيّتش التماس و درخواست ثوابى است كه بر اتيان آن وعده داده شده چنانچه در برخى ديگر از اخبار اين باب چنين مضمونى وارد گرديده مسلّما خداوند متعال بوى اجر و ثواب عنايت فرموده و اين اجر و ثواب بر نفس عمل مترتّب مىگردد نه آنكه به ملاحظه احتياطى كه كرده يا حالت انقيادى كه در وى حاصل است احراز اين ثواب را بنمايد ، پس مىتوان كشف و بدست آورد كه نفس عمل مطلوب بوده و از مصاديق طاعت محسوب مىشود ازاينرو مىتوان ادّعاء كرد كه وزان اخبار من بلغ وزان خبرى است كه فرموده :
من سرّح لحيته فله كذا و كذا .
يا حديثى كه حكم نموده :
من صلّى أو صام فله كذا و كذا .
و همانطورىكه اين اخبار دليل است بر استحباب نفس عمل و ثواب بر ذات عمل و اتيان آن مترتّب است عينا اخبار من بلغ نيز همينطور مىباشند فلذا شايد مدرك مشهور نيز كه فتوى به استحباب عمل ياد شده دادهاند همين معنا باشد .
تحرير الفصول في شرح كفاية الأصول (فارسى) — صفحة 594
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٥٩٤