بخلاف عامّ كه وجود مصاديق و افراد در واقع وجود مكرّر عامّ هستند چه آنكه مقصود از عامّ همان كلّى طبيعى است كه ارباب فنّ در حقّش گفتهاند انّ وجود الطّبيعى بوجود افراده بنابراين شرط در اشباه اين مثال شىء واحدى بوده كه عبارتست از همان نفس حدث كه جنس است و چون جنس حدث تكرار نمىگردد لاجرم حدوث بول و تحقّق نوم در خارج موجب تكرار شدن جنس حدث نمىباشد چنانچه اگر از شخص متعدّد بول خارج شود يا مكرّر بخوابد يك حدث در خارج بيشتر ايجاد نشده و تكرّر پيدا نمىكند بنابراين مىتوان ادّعاء كرد عبارت : اذا بلت فتوضأ و اذا نمت فتوضأ به منزله اينست كه گفته باشند : اذا حدثت فتوضأ و اذا حدثت فتوضأ و بديهى است در اين فرض هم شرط واحد بوده و هم جزاء چه آنكه شرط همانطورىكه گفتيم جنس حدث بوده و آن امر واحد و غير متعدّدى مىباشد و پرواضح است كه در چنين موردى جزاء واحد مىباشد .
فساد توجيه مذكور
مرحوم مصنّف مىفرماين :
نهايت تقرير و بيانى كه در توجيه كلام ابن ادريس مىتوان نمود عبارات فوق مىباشد ولى مخفى نماند كه اين تقرير فاسد و قابل قبول و اعتماد نيست زيرا مقتضاى اطلاق شرط در جمله شرطيّه آنست كه حتّى اگر نفس شرط نيز تكرار شود حدوث هربار آن سبب است براى حدوث جواب فلذا اگر عبارت اين باشد : اذا بلت فتوضأ و اذا بلت فتوضأ يا بگويند : اذا بلت ، بلت ، بلت ، بلت . . . . فتوضأ يا اساسا يكبار آن را گفته و بگويند : اذا بلت فتوضأ منتهى مكلّف مكرّر بول نمايد همانطورىكه اشاره شد مقتضاى اطلاق شرط اينست كه حدوث هر بول سبب است براى تحصيل يك طهارت يعنى اگر سه بار بول نمود مىبايد سه بار وضوء بسازد .
و بدين ترتيب اتّفاق شروط در جنس يا اختلافشان هيچ اثر و نقشى