حدوث جزاء عند حدوث شرط رفع يد نموده و تنها به اين ظهور در صورت وحدت شرط قائل باشد .
ب : قبول كنند كه جزاء و متعلّق آن اگرچه در دو جمله شرطيّه صورتا و بحسب ظاهر متّحد است ولى در واقع به ملاحظه تعدّد شرط حقائق متعدّدى بوده كه بر مصداق واحدى صدق نمودهاند در نتيجه مىتوان گفت :
ذمّه مكلّف اگرچه به تكاليف متعدّدى بحسب تعدّد شروط اشتغال پيدا نموده ولى در عين حال مىتواند به واسطه يك امتثال جوابگوى تمام باشد به اين نحو فردى را اتيان كند كه جامع هر دو عنوان باشد چنانچه در مورد اكرم هاشميّا و اضف عالما اگر مكلّف عالم هاشمى را ضيافت نمايد به هر دو تكليف عمل نموده چه آنكه ضرورى و بديهى است با پذيرائى از عالم هاشمى با قصد امتثال هر دو امر در حقّش امتثال صادقست و در نتيجه امر بامتثال و موافقت تكليف قطعا ساقط مىگردد البتّه طريق ديگرى براى اسقاط دو تكليف براى او بوده و آن اينست كه هركدام از آن دو را علىحدّه و جداى از ديگرى مورد امتثال قرار دهد يعنى هاشمى را اكرامى غير از ضيافت نموده و عالم غير هاشمى را پذيرائى و ضيافت بنمايد .
تحرير و شرح
قوله : من التّصرّف فيه : ضمير در « فيه » به ظاهر جمله شرطيّه راجع است .
قوله : بعدم دلالتها : يعنى عدم دلالة جمله الشّرطيّة .
قوله : فى هذا الحال : يعنى حال تعدّد الشّرط .
قوله : على الحدوث عند الحدوث : يعنى حدوث الجزاء عند حدوث الشّرط .
قوله : بل على مجرّد الثّبوت : ثبوت اعمّ است از حدوث و بقاء چه آنكه حدوث عبارتست از وجود مسبوق به عدم و بقاء ادامه حدوث را گويند و قدر
تحرير الفصول في شرح كفاية الأصول (فارسى) — صفحة 1658
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص١٦٥٨