انّ لازمه ان يكون الحقيقة الواحدة مثل الوضوء بما هى واحدة فى مثل « اذا بلت فتوضّأ و اذا نمت فتوضّأ » او فيما اذا بال مكرّرا و نام كذلك محكوما بحكمين متماثلين و هو واضح الاستحالة كالمتضادّين .
ترجمه :
امر سوّم
در موردى كه شرط متعدّد و جزاء متّحد باشد همچون مثال گذشته بنا بر توجيه سوّمى كه گذشت هيچ اشكال و بحثى پيش نمىآيد زيرا در صورت اجتماع هر دو جواب برآن مترتّب مىگردد و بانتفاء مجموع و لو بانتفاء يكى باشد جواب ثابت نيست فلذا در مثال سابق الذّكر ملتزم شديم كه در صورت خفاء اذان و جدران قصر نماز واجب بوده و اگر هيچيك مخفى نشده يا يكى مخفى و ديگرى محسوس بود قصر واجب نمىگردد .
و امّا بنا بر ساير وجوه گفته شده ، آيا لازمست بحسب تعدّد شروط جزاء نيز متعدّد گردد يعنى اگر شرط دو تا بود جواب دو بار اتيان شود يا جوابها تداخل كرده و يكبار آوردنش كفايت مىكند ، بايد بگوئيم در آن اقوالى است كه ذيلا ذكر مىشوند :
الف : مشهور بين اصوليّون اينست كه تداخل در بين نبوده و لازمست بحسب تعدّد شروط جواب نيز متعدّد گردد .
ب : و جماعتى كه از جمله ايشان مرحوم محقّق آقا حسين خوانسارى است فرمودند جوابها درهم تداخل مىكنند .
ج : از مرحوم ابن ادريس حلّى منقولست كه در آن بايد تفصيل داد ، وى فرموده :
اگر جنس شروط با هم متّحد باشد بتداخل قائل شده و در صورتى كه از اين حيث با هم متعدّد و متغيّر باشند تداخل منتفى است .