قيودات از نفس الفاظ استفاده مىشود نه آنكه از قبل استعمال حاصل گردند .
وجه فساد كلام صاحب تقريرات
مرحوم مصنّف مىفرماين :
وجه فساد كلام صاحب تقريرات همان است كه قبلا ما بيان كرده و شما دانستيد و آن اينست كه :
خصوصيّات در جملات انشائى و اخبارى از قبل استعمالات حاصل مىشود بدون اينكه بين اين دو قسم از جملات كوچكترين تفاوتى باشد .
و جاى بسى تعجّب است كه چگونه ايشان خصوصيّات انشاء را از قيود و خصوصيّات مستعمل فيه قرار دادهاند با اينكه اين خصوصيّات همچون خصوصيّات اخبار از ناحيه استعمال ناشى مىشوند و پرواضح است كه آنچه از ناحيه استعمال ناشى و حاصل مىگردد ممكن نيست در مستعمل فيه داخل گشته و قيد آن قرار گيرد چنانچه اين معنا واضح و روشن است .
تحرير و شرح
قوله : و اورد على ما تفصّى به عن الاشكال : كلمه « اورد » به صيغه ماضى معلوم بوده و ضمير فاعلى آن به صاحب تقريرات ( ره ) برمىگردد و اين كلمه معطوف است به « دفع الاشكال » و كلمه « تفصّى » به صيغه مجهول مىباشد .
قوله : بما ربّما يرجع الخ : كلمه « بما » متعلّق است به « تفصّى » .
قوله : بما حاصله : متعلّق است به « اورد » .
قوله : لما افاد : علّت است براى « لا يبتنى » و مقصود از « ما افاد » همان بيانى است كه صاحب تقريرات در دفع اشكال ذكر فرمود .
قوله : و كون الموضوع الخ : كلمه « كون » مبتداء بوده و خبرش « لم يقم » مىباشد .