صيغه امر مثلا انشاء شده باشد اگرچه حكم يعنى وجوب خاصّ و جزئى است ولى در عين حال بانتفاء شرط بايد ملتزم باشيم كه مطلق وجوب منتفى مىگردد چه شخص و چه سنخ زيرا از تعليق جواب بر شرط علّيّت شرط براى جواب استفاده مىگردد و فائده اين علّيّت آنست كه وقتى علّت يعنى شرط منتفى شد معلولش كه مطلق وجوب باشد منتفى گردد نه خصوص شخص زيرا انتفاء شخص را نمىتوان مستند به ارتفاع علّت يعنى شرط دانست چه آنكه اگر قضيّه به صورت شرطيّه هم نبوده بلكه در آن شخص وجوب بر لقب يا وصف معلّق شده باشد وقتى لقب يا وصف منتفى گرديد شخص وجوب نيز از باب اينكه موضوعش معدوم گرديده منتفى مىگردد ، پس تنها در قضيّه شرطيّه است كه انتفاء شرط موجب انتفاء مطلق وجوب بوده و بدين ترتيب براى آن مفهوم ثابت مىگردد و همانطورىكه گفتيم انتفاء مطلق وجوب به بركت علّيّتى است كه در اين قبيل قضايا وجود دارد نتيجتا مىگوئيم :
ثبوت مفهوم يعنى انتفاء سنخ حكم بانتفاء شرط تنها اختصاص بجملات شرطيّهاى ندارد كه جواب در آنها به صورت جمله خبريّه آورده شده باشد بلكه اگرچه به صيغه امر نيز اداء گرديده باشد انتفاء مزبور را مىتوان از آنها استفاده نمود .
قوله : و بذلك قد انقدح الخ : مشار اليه « ذلك » كلّى بودن وجوب اخبارى و انشائى و عدم فرق بين اين دو مىباشد .
قوله : من التّفرقة بين الوجوب الخ : كلمه « من » بيان است براى « ما يظهر » .
قوله : بانّه كلّى فى الاوّل : ضمير در « بانّه » به وجوب راجع بوده و مقصود از « الاوّل » وجوب اخبارى مىباشد .
قوله : و خاصّ فى الثّانى : منظور از « الثّانى » وجوب انشائى مىباشد .
قوله : حيث دفع الاشكال : كلمه « حيث » متعلّق است به « التّفصّى » و ضمير فاعلى در « دفع » به صاحب تقريرات راجع است .
تحرير الفصول في شرح كفاية الأصول (فارسى) — صفحة 1643
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص١٦٤٣