تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحرير الفصول في شرح كفاية الأصول (فارسى) — صفحة 1648

مساهمون:

ص١٦٤٨
ترجمه :

امر دوّم

اگر شرط متعدّد و جواب واحد باشد مانند : اذا خفى الاذان فقصّر و اذا خفى الجدران فقصّر . بنا بر اينكه جمله شرطيّه در مفهوم ظهور داشته باشد ناچاريم از اينكه در جمله تصرّف كرده و از ظهور آن رفع يد كرده و چشم بپوشيم و اين امر به يكى از چهار نحو ذيل صورت مىگيرد : 1 - مفهوم هريك را بمنطوق ديگرى تخصيص بدهيم ، بنابراين در مثال فوق مىگوئيم : وقتى هر دو شرط منتفى شدند وجوب قصر نيز منتفى مىگردد ، زيرا مفهوم جمله اوّل اينست كه : وقتى اذان شهر مخفى نشد و به گوش رسيد نماز قصر نمىشود چه ديوارهاى شهر پنهان گشته و چه نمودار باشد . و مفهوم جمله دوّم اينست كه : وقتى ديوارهاى شهر مخفى نشد و نمودار بود نماز قصر نمىگردد اعمّ از آنكه اذان شهر به گوش برسد يا نرسد پرواضح است كه اين دو مفهوم با هم تنافى دارند زيرا جمله اوّل علّت منحصره براى قصر نماز را خفاء اذان معرّفى كرده و علّيّت ما سواى آن را نفى نموده و در مقابل جمله دوّم علّت منحصره براى شكسته شدن نماز را خفاء ديوارهاى شهر قرار داده و علّيّت را از غير آن سلب و نفى نموده لذا براى رفع تنافى بين اين دو مفهوم هركدام را بمنطوق ديگرى تخصيص مىدهيم بنابراين در مفهوم جمله اوّل مىگوئيم : وقتى اذان شهر مخفى نشد نماز قصر نمىشود مگر آنكه ديوارهاى شهر پنهان گردد كه در اين صورت نيز بايد نماز را شكسته خواند . و در مفهوم جمله دوّم ملتزم مىشويم كه معنا چنين است : وقتى ديوارهاى شهر مخفى نگشت نماز قصر نمىشود مگر آنكه اذان
تحرير الفصول في شرح كفاية الأصول (فارسى) — صفحة 1648 | سيد محمد جواد ذهنى تهرانى