تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحرير الفصول في شرح كفاية الأصول (فارسى) — صفحة 1984

مساهمون:

ص١٩٨٤
مبتنى بر اين باشد كه مطلقات را موضوع براى شياع و سريان بدانند و در نتيجه از باب حمل بر موضوع له اين الفاظ را بر اطلاق محمول بدانند . البتّه مخفى نماند كه به ايشان چنين نسبتى داده شده ولى شايد جهت اين نسبت آن باشد كه نسبت‌دهنده ملاحظه نموده حضرات در صورتى كه در مقام بيان بودن متكلّم و لو احراز نشده تمسّك باطلاق را تجويز كرده‌اند و اين تجويز هيچ وجهى برايش وجود ندارد مگر آنكه بگوئيم مطلقات را موضوع براى شياع و عموم مىدانند . ولى همان‌طورىكه اشاره شد وجه اين گفتار آن نبوده و گويا نسبت‌دهنده از علّت آن غفلت ورزيده و به سرّ آن پى نبرده است چه آنكه جهت همان است كه قبلا تذكّر داده و اظهار نموديم كه وجه آن اينست كه اصل اوّلى آنست كه متكلّم در مقام بيان باشد . تحرير و شرح قوله : و هو انّه لا يبعد الخ : ضمير در « انّه » به معناى « شأن » مىباشد . قوله : بصدد بيانه : ضمير در « بيانه » به تمام المراد راجع است . قوله : صرف وجهها الى جهة خاصّة : ضمير در « وجهها » به اطلاقات راجع است . قوله : يتمسّكون بها : ضمير مؤنّث به اطلاقات عود مىكند . قوله : مع عدم احراز كون مطلقها : كلمه « مطلق » به صيغه اسم فاعل است و ضمير مضاف‌اليهى آن به اطلاقات راجع است . قوله : و بعد كونه لاجل ذهابهم : ضمير در « كونه » به تمسّك باطلاق راجع است و ضمير در « ذهابهم » به مشهور راجع است . قوله : ربّما نسب ذلك اليهم : مشار اليه « ذلك » ذهابهم الى انّها موضوعة للشّياع و السّريان مىباشد . قوله : ملاحظة انّه لا وجه للتّمسّك بها الخ : ضمير در « انّه » به معناى
تحرير الفصول في شرح كفاية الأصول (فارسى) — صفحة 1984 | سيد محمد جواد ذهنى تهرانى