تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحرير الفصول في شرح كفاية الأصول (فارسى) — صفحة 1903

مساهمون:

ص١٩٠٣
نموده و از آن بعنوان قرينه در ديگرى به نحوى تصرّف كرد كه از نظر عمل با آن مخالفتى نداشته باشد . تحرير و شرح حاصل فرموده مصنّف ( ره ) در اين عبارت آنست كه : اگر بين عام و مفهوم ارتباطى كه ذكر شد وجود نداشت به اين معنا كه هركدام ظهورى داشته غير متّصل به ديگرى به‌طورى كه براى قرينه بودن جهت تصرّف در ديگرى صلاحيّت ندارند در چنين موردى چون ظهور هريك با ديگرى مخالف است لاجرم در حكم دو دليل مجمل واقع مىشوند يعنى در حقيقت و نفس الامر اگرچه هيچ‌كدام داراى اجمالى نبوده بلكه هريك دو دليل ظاهر مىباشند ولى چون حجّت فعليّه نيستند ازاين‌رو در حكم مجمل قرار گرفته و از درجه اعتبار ساقط مىشوند فلذا در چنين موردى لازمست به اصل عملى تمسّك شود . قوله : و منه قد انقدح الحال الخ : ضمير در « منه » به تقريرى كه در عام و مفهومى كه به يكديگر متّصل مىباشند ذكر شد برمىگردد . قوله : و انّه لا بدّ ان يعامل مع كلّ منهما الخ : ضمير در « انّه » به معناى « شأن » مىباشد . قوله : و الّا فهو المعوّل : كلمه « الّا » يعنى و اگر در بين اظهر باشد و ضمير « هو » به اظهر عود مىكند . قوله : بما لا يخالفه بحسب العمل : مانند ساير موارد جمع عرفى كه از نظر عمل بين دو دليل متعارض ابتدائى پس از جمع مخالفت عملى وجود ندارد .