تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحرير الفصول في شرح كفاية الأصول (فارسى) — صفحة 1879

مساهمون:

ص١٨٧٩
ترجمه :

امكان اثبات اتّحاد در صنّف به واسطه اطلاق خطاب

مرحوم مصنّف مىفرماين : مخفى نماند كه ممكنست بتوان اتّحاد معدومين با مشافهين را به واسطه اطلاق خطاب و عدم تقييد در آن اثبات نموده و مسلّم و مسجّل كرد وصفى را كه مشافهين در حال خطاب واجد بوده و معدومين پس از وجود و قبل از بلوغ فاقد آن بودند هيچ دخالتى در تخصيص احكام به مشافهين ندارد . سؤال ممكنست در تخصيص احكام به مشافهين بتوان گفت : همين‌كه ايشان وصف « حاضر » يا صفات ديگرى را دارا و واجد بوده و معدومين فاقد آن مىباشند كافيست در اينكه خطابات اطلاق نداشته و احكامى را كه متكفّل آن هستند به ايشان اختصاص داد . جواب مجرّد اينكه مشافهين واجد اين‌گونه صفات بوده باعث آن نمىشود كه اطلاقات به ايشان اختصاص داده شود يعنى اطلاقات را القاء كرده و از آنها مقيّد اراده شود . و مقصود از مقيّد مخاطبينى است كه موصوف بصفاتى بوده كه در آنها زوال و فقدان راه مىيابد چه آنكه اين قبيل از قيود باعث تقييد اطلاقات نشده اگرچه صفاتى كه اين‌گونه نيستند احيانا مطلقات را مقيّد مىسازند . تحرير و شرح حاصل فرموده مرحوم مصنّف در اين مقام آنست كه :