ترجمه :
فائده دوّم
مرحوم مصنّف مىفرماين :
طبق فرموده قيل فائده دوّمى كه بر حجّيّت ظهور خطابات شفاهى نسبت به معدومين مترتّب است اينكه :
بنا بر آنكه خطابات تعميم داشته و شامل معدومين نيز بشود ايشان پس از وجود در اين عالم صحيح است باطلاقات خطابات قرآنى تمسّك كنند زيرا احكام شرع و دين براى هركسى كه در خارج وجود يافته و بالغ بوده ثابت است اگرچه در زمان خطاب معدوم باشد اعمّ از آنكه با مشافهين از نظر صنّف متّحد بوده يا غير متّحد فرض گردد .
و در صورتى كه بتعميم خطابات نسبت بمعدومين قائل نشويم تمسّك ايشان باطلاقات صحيح نيست زيرا طبق اين فرض خطابات مزبور متكفّل بيان احكام غير مشافهين نبوده لاجرم آنان كه اين خطابات ارتباطى با ايشان ندارد نمىتوانند جهت تشخيص مراد متكلّم و بيان وظيفه خود به آنها استدلال كنند مگر تنها در يك صورت و آن فرضى است معدومين يا مشافهين از نظر صنف متّحد باشند كه در اين فرض البتّه از باب اشتراك در تكليف مىتوانند به همان وظايفى كه مشافهين عمل مىنمودهاند ايشان نيز رفتار كنند ، پس آنچه در اين فرض مهم و قابل اعتناء است اينكه بتوان اثبات نمود معدومين با مشافهين از نظر صنف متّحد هستند تا به كمك ادلّه اشتراك در تكليف احكام ثابته در حقّ مشافهين را درباره ايشان نيز جارى بتوان نمود .
سپس مرحوم مصنّف مىفرماين :
و هيچ دليلى بر اشتراك تكليف بين معدومين و مشافهين وجود ندارد مگر اجماع و اتّفاق و پرواضح است كه اجماع در جائى منعقد است كه معدومين از نظر صنف با مشافهين متّحد باشند .