تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحرير الفصول في شرح كفاية الأصول (فارسى) — صفحة 1864

مساهمون:

ص١٨٦٤
ترجمه :

استظهار وضع در الفاظ خطاب

سپس مرحوم مصنّف مىفرماين : و از تقرير مذكور چنين ظاهر مىشود كه الفاظ موضوع براى خطاب همچون ادوات نداء اگر براى خطاب حقيقى وضع شده باشند استعمالشان در اين معنا موجب آنست كه آنچه بعد از آنها واقع شده اختصاص بحاضرين داشته باشد چنانچه مقتضاى اراده معناى عام و مفهومى كه اعمّ از حاضرين است آنست كه الفاظ مزبور در غير خطاب حقيقى به كار رفته باشند . ولى ظاهرا الفاظى همچون ادوات نداء براى خطاب حقيقى وضع نشده‌اند بلكه موضوع له آنها خطاب ايقاعى انشائى است فلذا مىبينيم كه متكلّم بسا با اين الفاظ خطابى را كه به واسطه‌اش انشاء تحسّر و تأسّف و حزن مىشود واقع مىسازد مانند : يا كوكبا ما كان اقصره عمره . يا بسيار اتّفاق مىافتد كه با آن انشاء شوق و معانى نظير آن را ايقاع مىسازند كما اينكه در برخى اوقات به وسيله اين الفاظ منادى را مخاطب قرار داده و انشاء خطاب حقيقى مىنمايند ، پس در نتيجه بايد گفت : استعمال مثل الفاظ نداء در خطاب حقيقى موجب آن نيست كه اختصاص به كسى داشته باشند كه خطاب با آن صحيح مىباشد بلكه در اعمّ از آن وضع گرديده . تحرير و شرح حاصل فرموده مرحوم مصنّف اينست كه : در مطالب گذشته اين امر مسلّم و قطعى شد كه معدوم و غائب را نمىتوان مورد خطاب حقيقى قرار داد اينك مىگوئيم : از تقرير مزبور و شرحى كه در اين زمينه بيان گرديد چنين استفاده مىشود كه الفاظى همچون ادوات نداء اگر براى خطاب حقيقى وضع شده باشند بطور قطع و يقين مدخول آنها را بايد بحاضرين اختصاص دهيم