قوله : و قد ظهر لك بذلك : مشار اليه « ذلك » تحقيق مذكور مىباشد .
قوله : ما به يخرج عن المعرضيّة له : ضمير در « يخرج » به عام و در « له » به تخصيص عود مىكند .
قوله : كما انّ مقداره اللّازم منه : ضمير در « مقداره » به فحص و در « منه » به تخصيص برمىگردد .
قوله : من العلم الاجمالى الخ : بيان است براى « الوجوه » .
قوله : او حصول الظّنّ الخ : مقصود حصول ظنّ شخصى است .
قوله : رعايتها : يعنى رعاية الوجوه .
قوله : فيختلف مقداره بحسبها : ضمير در « مقداره » به فحص و در « بحسبها » به وجوه برمىگردد .
متن : ثمّ ، انّ الظّاهر عدم لزوم الفحص عن المخصّص المتّصل باحتمال انّه كان و لم يصل ، بل حاله حال احتمال قرينة المجاز و قد اتّفقت كلماتهم على عدم الاعتناء به مطلقا و لو قبل الفحص عنها كما لا يخفى .
ترجمه : سپس مرحوم مصنّف مىفرماين :
ظاهرا در موردى كه احتمال داده شود مخصّص متّصلى در كلام بوده و به ما نرسيده فحص از وجودش لازم نيست بلكه حال آن حال قرينه بر مجاز است كه با اصل حكم بنفى آن مىكنند .
و از اين گذشته كلمات ارباب فنّ بر اين متّفق است كه بوجود چنين مخصّصى مطلقا اعتناء نبايد كرد چه قبل از فحص و چه بعد از آن .
تحرير و شرح
قوله : باحتمال انّه كان و لم يصل : ضمير در « انّه » و « كان » و « لم يصل » به مخصّص متّصل راجع است .
قوله : بل حاله حال احتمال قرينة المجاز : ضمير در « حاله » به مخصّص
تحرير الفصول في شرح كفاية الأصول (فارسى) — صفحة 1849
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص١٨٤٩