روايتى كه روزه در سفر و احرام قبل از ميقات را در فرضى كه نذر به آنها تعلّق گرفته صحيح معرّفى نموده دلالت دارد بر اينكه مقارن و هم زمان با تعلّق نذر عنوانى راجح بر اين دو عارض شده كه نفس عروض اين عنوان كافى در عباديّت اين دو مىباشد بدون آنكه از ناحيه نذر و پس از تعلّق آن اين عنوان پيدا شود و منشا سؤال مذكور واقع گردد .
و امّا اگر به روايت مشار اليها و امثال آن عموم دليل ياد شده را تخصيص بدهيم در حلّ اشكال مذكور مىگوئيم :
در متعلّق نذر شرط نيست كه رجحان پيش از تعلّق نذر يا همزمان با آن حاصل باشد بلكه قبل از وفاء و انجام آن همينكه راجح باشد كافى بوده و نذر صحيح است و لو اين رجحان از ناحيه نفس نذر پديد آمده باشد .
و به عبارت ديگر :
لازم نيست قبل از ايقاع صيغه نذر يا مقارن با آن منذور راجح باشد بلكه رجحان حين الاتيان كافى است اگرچه اين رجحان معلول تعلّق نذر به آن باشد .
قوله : صيرورتهما راجحين بذلك : مشار اليه « ذلك » تعلّق نذر مىباشد .
قوله : لا يعتبر فى سقوطه الّا الاتيان بالمنذور : ضمير در « سقوطه » به وجوب الوفاء راجع است .
قوله : عن عروض عنوان راجح عليهما ملازم لتعلّق النّذر : مقصود از « ملازم لتعلّق » مقارن با تعلّق نذر مىباشد .
قوله : هذا لو لم نقل الخ : مشار اليه « هذا » التزام به عروض عنوان راجح مقارنا با تعلّق نذر مىباشد .
قوله : فانّه و ان لم يتمكّن من اتيانهما كذلك قبله : ضمير در « فانّه » و « لم يتمكّن » به ناذر راجع بوده و در « اتيانهما » به روزه در سفر و احرام قبل از ميقات عود كرده و مقصود از « كذلك » بنحو عباديّت مىباشد و ضمير در « قبله » به نذر برمىگردد .
تحرير الفصول في شرح كفاية الأصول (فارسى) — صفحة 1835
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص١٨٣٥