بسبب نفس نذر پديد آمده باشد .
تحرير و شرح
قوله : لا يقال لا يجدى الخ : پس از آنكه مرحوم مصنّف فرمود : و امّا لصيرورتهما راجحين بتعلّق النّذر بهما بعد ما لم يكونا كذلك الخ يعنى رجحان روزه در سفر و احرام قبل از ميقات از قبل نذر پيدا شده و قبلا چنين رجحانى نداشتند الى آخر ما ذكره .
اين كلام از ايشان زمينه فراهم كرده كه مستشكل در مقام اشكال و انتقاد بگويد :
اين رجحان و قربيّتى كه در اين دو از قبل نذر پيدا شده و ذاتى آنها نيست كارگشا نبوده و موجب عبادت بودنشان نمىباشد بلكه مقصود از عبادت عملى است كه ذاتا راجح بوده و بيش از تعلّق نذر به آن واجد چنين امتيازى باشد .
و از اين گذشته اساسا دليل وفاء به نذر يعنى « اوفوا بالنّذر » توصّلى بوده و هرگز چنين هنرى ندارد كه بتواند متعلّق خود را رنگ عبادت ببخشد چه آنكه واجبات توصّلى بهر نيّت و قصدى كه اداء شوند محصّل غرض بوده و باعث سقوط تكليف مىشوند بخلاف واجبات عبادى كه سقوط آنها صرفا در صورتى است كه مكلّف آنها را به قصد قربت اداء نمايد .
و حاصل جوابى كه مرحوم مصنّف از اين اشكال مىدهند اينست كه :
امر از دو حال خارج نيست :
يا دليلى كه رجحان در متعلّق نذر را اعتبار نموده عام بوده و به عمومش تخصيصى وارد نشده و يا به روايت مزبور كه در روزه سفرى و احرام قبل از ميقات وارد شده آن را تخصيص مىدهيم .
در صورتى كه بتخصيص عموم قائل نباشيم در جواب اشكال مىگوئيم :
تحرير الفصول في شرح كفاية الأصول (فارسى) — صفحة 1834
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص١٨٣٤