ترجمه :
سؤال
رجحان پيدا نمودن روزه در سفر و احرام قبل از ميقات به واسطه نذر در عبادت بودن اين دو كفايت نمىكند چه آنكه بديهى است وجوب وفاء به نذر توصّلى بوده و در سقوطش صرفا اتيان بمنذور كفايت مىكند و لو بهر داعى از دواعى باشد فلذا چگونه مىتوان اين وجوب وفاء را دليل بر عباديّت اين دو قرار داد و به عبارت ديگر آنچه را كه شخص ناذر نذر نموده روزه و احرامى است كه قبل از نذر بايد عباديّتشان محرز و مسلّم باشد درحالىكه اينطور نيست و پس از تعلّق نذر نيز عبادت نمىتوانند باشند چون دليل اوفوا بالنّذر دليل توصّلى است و اينگونه ادلّه رنگ عبادت به متعلّقشان نمىدهند .
جواب
مرحوم مصنّف مىفرماين :
اين اشكال و ايراد نبايد طرح شود زيرا در قبال آن مىگوئيم :
دليلى كه دلالت بر صحّت روزه در سفر و احرام قبل از ميقات مىكند كاشف از عبادت بودن اين دو مىباشد چه آنكه دليل مزبور از عروض عنوان راجحى كه ملازم با تعلّق نذر به اين دو است پرده برمىدارد .
سپس مىفرماين :
تقريرى كه گذشت در صورتى است كه عموم دليل اعتبار رجحان در متعلّق نذر را به اين دليل تخصيص ندهيم و الّا ممكنست بگوئيم :
لازم نيست متعلّق نذر پيش از تعلّق آن راجح باشد بلكه رجحان طارى و عارضى كه به واسطه نذر در آنها پيدا مىشود كفايت كرده و بدين ترتيب عباديّت اين دو تصحيح مىشود يعنى بعد از تعلّق گرفتن نذر باتيان اين دو بنحو عباديّت و به نيّت تقرّب الى اللّه ناذر مىتواند اين دو را بطور عبادت در خارج انجام دهد اگرچه قبل از نذر چنين تمكّنى نداشته و در صحّت نذر مجرّد قدرت و تمكّن بر وفاء و انجام شىء منذور كفايت كرده و لو اين معنا
تحرير الفصول في شرح كفاية الأصول (فارسى) — صفحة 1833
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص١٨٣٣