تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحرير الفصول في شرح كفاية الأصول (فارسى) — صفحة 1603

مساهمون:

ص١٦٠٣
ترجمه :

كلام مرحوم مصنّف در انتقاد بر انكار منكرين مفهوم

مرحوم مصنّف مىفرماين : ولى منع دلالت جمله شرطيّه بر لزوم و اين ادّعاء كه دلالت آن برحسب اتّفاق مىباشد در غايت سقوط مىباشد زيرا وقتى جملات شرطيّه اطلاق و القاء مىشوند بطور قطع و جزم از آنها لزوم بين شرط و جواب تبادر مىنمايد و با ثبوت چنين تبادرى انكار مزبور بىجا مىباشد . ولى منع از اينكه لزوم بنحو ترتّب معلول بر علّت چه رسد ترتّب معلول بر علّت منحصره بجا بوده و منكر در اين انكارش خلاف مرتكب نگرديده . ادّعاء اگر كسى ادّعاء كرده و بگويد : وقتى جملات شرطيّه گفته مىشوند اين‌طور به ذهن تبادر مىكند كه جواب بر شرط مترتّب بوده همان‌طورىكه معلول بر علّت منحصره مترتّب مىباشد و با وجود اين تبادر چطور انكار ترتّب مزبور را شما تصحيح و امضاء نموديد . جواب مرحوم مصنّف در جواب مىفرماين : اوّلا : استعمال جملات شرطيّه در ترتّب بنحو ترتّب معلول بر علّت غير منحصره كثير و فراوان بوده و بسيار ديده شده كه اين‌گونه جملات در مطلق لزوم و ارتباط بين شرط و جزاء به كار برده شده‌اند . ثانيا : ادّعاى مزبور بسيار بعيد بوده و مدّعى آن بايد بتواند اثباتش كند و صرف ادّعاء نافع برايش نيست .