تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحرير الفصول في شرح كفاية الأصول (فارسى) — صفحة 1770

مساهمون:

ص١٧٧٠
استعمال شده بدون اينكه هيچ فرقى در نحوه استعمالش نسبت به اين دو مثال وجود داشته باشد . بلى افراد « كلّ رجل عالم » نسبت به « كلّ رجل » يا اساسا فى حدّ نفسه در نهايت قلّت و كمى مىباشد . تحرير و شرح حاصل استدلال قائلين بعدم حجّيّت چنين است : الفاظ عموم براى معناى عام وضع شده‌اند لذا استعمال آنها در خاصّ مجاز مىباشد ازاين‌رو وقتى مىگويند : اكرم كلّ رجل لفظ « كلّ » در معناى حقيقى خود استعمال شده ولى پس از تخصيص رجل به عالم يعنى بگوئيم اكرم كلّ رجل عالم چون افراد مدخول « كلّ » يعنى مصاديق رجل كاهش پيدا كرده و نسبت به افراد قبل از تخصيص بمراتب كمتر شده‌اند كشف مىكنيم لفظ « كلّ » در اين مثال از معناى موضوع له خارج شده و در غير آن استعمال گرديده است لاجرم استعمال آن در مثال دوّم مجاز مىباشد . با توجّه به اين نكته مىگوئيم : پس از آنكه محرز و مسلّم شد كه عام مخصّص در باقى افراد مجاز است چون باقى افراد مراتب متعدّد و مختلفى دارد يعنى يكى از مراتبش دسته سه نفرى و ديگرى چهار نفرى و مرتبه ديگرش گروه پنج يا شش و يا هفت و يا هشت و . . . نفرى بوده و آخرين مرتبه‌اش مجموع باقيمانده مىباشد لاجرم استعمال عام مخصّص در هركدام از اين مراتب و لو نسبت به مرتبه‌اى كه مركّب است از مجموع باقى مانده مجازى است ، پس عام پس از تخصيص خوردن و خروجش از معناى حقيقى مردّد است بين يكى از اين مجازات و چون بر تعيّن هيچ‌كدام دليل و قرينه‌اى وجود ندارد بلكه جملگى در يك عرض قرار دارند ازاين‌رو لفظ عام پس از تخصيص مجمل شده لاجرم تعيّن