تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحرير الفصول في شرح كفاية الأصول (فارسى) — صفحة 1738

مساهمون:

ص١٧٣٨
ترجمه :

مقصد چهارم در بيان عامّ و خاصّ

فصل

براى عامّ تعريفات مختلف و بسيارى نموده‌اند كه اعلام و بزرگان آنها را مورد نقض و اشكال قرار داده گاهى اشكال عدم اطّراد را بر آنها وارد كرده و زمانى به منعكس نبودن معيوب ساخته‌اند . و چون اين‌گونه ايرادات و اشكالات شايسته و لايق به بحث ما نيست لذا از آنها روى برگردانده و متعرّض نمىشويم . و سرّ اينكه گفتيم اشكالات مذكور لايق با مقام بحث ما نيست آنست كه : تعريفات مزبور جملگى از قبيل شرح الاسم يعنى تعاريف لفظى بوده كه در جواب « ماء شارحه » واقع مىشوند نه ماء حقيقيّه . و چگونه آنها را مىتوان تعريفات لفظى ندانست و حال آنكه معناى مركوز و جايگزين عامّ از نظر مفهوم و مصداق در ذهن بمراتب واضح‌تر و روشن‌تر از تعاريف ذكر شده مىباشد و لذا صدق معناى ذهنى را بر فردى و عدم انطباقش بر فرد ديگر را ميزان و مناط اشكال قرار داده زمانى تعريفات را غير مطّرد و گاهى غير منعكس دانسته‌اند . پس معلوم مىشود كه معناى مركوز در ذهن روشن‌تر از تعريفات مذكور بوده كه آن را ميزان صحّت و فساد تعريف قرار داده‌اند درحالىكه امر به عكس بوده و بايد معرّف اجلى و اوضح از معرّف باشد و چون اينجا چنين نيست كشف مىكنيم كه تعريفات ، تعاريف حقيقى يعنى حدّ و معرّف واقعى نبوده بلكه شرح الاسم مىباشند . و به عبارت ديگر : غرض از تعريف عامّ اينست كه موضوعى را بيان نموده كه مفهومش