كلمات اعلام و حضرات كه در اين مقام گفته شده و در طىّ آن به نقض و ابرام پرداختهاند خلل و مناقشه مىباشد كه ما ذكر آنها را در اينجا موجب اطاله سخن دانسته و چون فائده چشمگيرى در نقل و ذكرشان نمىباشد لذا از آوردن آنها غمض عين مىنمائيم .
تحرير و شرح
قوله : و التّحقيق انّه لا يفيده : ضمير در « انّه » به تعريف مسند اليه راجع بوده و ضمير منصوبى در « لا يفيده » به حصر و اختصاص راجع است .
مؤلّف گويد :
حاصل تحقيقى كه مرحوم مصنّف فرموده اينست كه :
اصل در « الف و لام » اينست كه براى تعريف جنس باشد .
و مقصود از تعريف جنس آنست كه به واسطه الف و لام به نفس ماهيّت من حيث هى هى اشاره نمايند چنانچه مىگويند :
الرّجل خير من المرأة يا التّمر خير من الجراد .
و پرواضح است كه در اين قبيل موارد كه شىء را بر جنس و ماهيّت حمل مىكنند جائى براى افاده حصر و اختصاص وجود ندارد زيرا غرض بيان حكمى از احكام ماهيّت و جنس مىباشد بدون اينكه التفاتى به نفى آن حكم از غير جنس باشد .
قوله : هو الحمل المتعارف : يعنى حمل شايع و صناعتى همچون : الانسان كاتب يا زيد انسان .
قوله : ملاكه مجرّد الاتّحاد فى الوجود : ضمير در « ملاكه » به حمل متعارف راجع است و مقصود از اتّحاد در وجود اتّحاد مصداقى است يعنى موضوع در قضيّه مصداقى از مصاديق محمول باشد بنابراين در حمل شايع هميشه موضوع اخصّ و محمول اعمّ مىباشد .
قوله : فانّه الشّائع فيها : ضمير در « فانّه » به حمل متعارف و در « فيها »
تحرير الفصول في شرح كفاية الأصول (فارسى) — صفحة 1730
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص١٧٣٠