ادّعاء و جواب از آن
اگر ادّعاء شود :
انصاف اينست كه بگوئيم هيچ راهى براى ما جهت اثبات دلالت كلمه « انّما » بر حصر و اختصاص وجود ندارد زيرا موارد استعمال اين لفظ مختلف است و ما معنائى كه مرادف با اين كلمه باشد در عرف خود نيافتهايم تا از اطلاق اين كلمه آن معنا را متبادر ديده و حكم كنيم لفظ مزبور در آن حقيقت مىباشد .
در جواب مىگوئيم :
اين ادّعاء مسموع نبوده و نبايد به آن اعتناء كرد زيرا طريق براى رسيدن به معناى لفظ و احراز آن منحصر به تبادر و انسباق معنا در ذهن ما نيست بلكه تبادر معنا نزد اهل عرف نيز يكى ديگر از طرقى است كه به واسطهاش معناى موضوع له را مىشود كشف كرد ، پس اگرچه ما بحسب احاطه محدودى كه داريم معنائى را كه با اين كلمه مرادف باشد نيابيم ولى اين دليل نمىشود كه معناى آن مجمل و مبهم باشد زيرا با رجوع باهل عرف و ارباب لسان به خوبى مىيابيم كه ايشان از اطلاق اين كلمه حصر و اختصاص مىفهمند و آن را در همين معنى استعمال مىكنند .
تحرير و شرح
قوله : لتصريح اهل اللّغة بذلك : مشار اليه « ذلك » دلالت بر حصر و اختصاص مىباشد .
مؤلّف گويد :
بسيار در كلمات اهل فنّ از جمله خود مرحوم مصنّف ديده شده كه فرمودهاند :
قول اهل لغت در تشخيص حقائق از مجازات حجّت نبوده و گفته
تحرير الفصول في شرح كفاية الأصول (فارسى) — صفحة 1724
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص١٧٢٤