تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحرير الفصول في شرح كفاية الأصول (فارسى) — صفحة 1716

مساهمون:

ص١٧١٦

اشكال در دلالت كلمه توحيد بر توحيد

سپس مرحوم مصنّف مىفرماين : برخى اشكال نموده و گفته‌اند : كلمه « لا إله الّا اللّه » دلالت بر توحيد ندارد زيرا خبر « لاء نافيه » يا كلمه « ممكن » بوده و يا « موجود » كه هركدام باشد در تقدير است . و بهر تقدير عبارت مذكور بر توحيد دلالت ندارد : امّا بنا بر اوّل كه لفظ « ممكن » مقدّر باشد بخاطر آنكه مضمون و مفاد جمله اين مىشود كه هيچ معبودى ممكن نيست مگر حقتعالى و بدين ترتيب در اين فرض جمله دلالت بر اثبات امكان وجودش داشته نه بر وجود مقدّسش . و امّا بنا بر دوّم كه كلمه « موجود » مقدّر باشد وجه عدم دلالت آنست كه جمله مذكور اگرچه دلالت بر وجود اقدس الهى دارد ولى در عين حال عدم امكان معبود ديگر را نفى نمىنمايد .

دفع اشكال مذكور

مرحوم مصنّف مىفرماين : اين اشكال مندفع است زيرا مقصود و مراد از « إله » كه اسم « لاء » بوده واجب الوجود مىباشد و پرواضح است كه نفى ثبوت و وجود اين كلّى و اثبات فردى از آن در خارج يعنى « اللّه » به ملازمه بيّن و آشكار دلالت دارد بر امتناع تحقّقش در ضمن غير حقتعالى چه آنكه ضرورى و بديهى است اگر اين تحقّق ممتنع و محال نمىبود قطعا در خارج وجود مىيافت زيرا فردى از افراد واجب بوده كه در صورت عدم امتناع تحقّقش بايد حتمى و قطعى باشد .
تحرير الفصول في شرح كفاية الأصول (فارسى) — صفحة 1716 | سيد محمد جواد ذهنى تهرانى