تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحرير الفصول في شرح كفاية الأصول (فارسى) — صفحة 806

مساهمون:

ص٨٠٦
نبوده يا در فرض تعليق ، معلّق عليه امر مقدور باشد مانند معرفت در اصول دين كه وجوبش در عهده مكلّفين مشروط به شرطى نبوده و تحقّقش در خارج موقوف بر امر غير مقدور نيست بلكه وابسته بمقدّماتى است كه تمام در قدرت شخص ميباشند . واجب معلّق : آنست كه وجوبش در عهده مكلّف بدون شرط و تعليق بوده ولى حصولش در خارج و تحقّق آن موقوف بامرى است كه در قدرت شخص نيست همچون حجّ كه پس از حصول شرط يعنى استطاعت يا از زمان خروج كاروان بر عهده مكلّف وجوب آن منجّز شده بدون شرط و تعليقى امّا واضح است كه حصول آن در خارج موقوف به فرارسيدن ايّام و زمان انجام اعمال بوده كه اين شرط در قدرت بنده نيست .

فرق بين واجب معلّق و واجب مشروط

فرقى كه بين واجب مشروط و واجب معلّق ميتوان گذارد اينستكه : در واجب مشروط نفس حكم يعنى وجوب معلّق و مقيّد به قيد شرط مىباشد چنانچه در حجّ وجوبش وابسته به استطاعت بوده بطوريكه قبل از حصول شرط بعقيده مشهور از اصوليّون اصلا وجوبى نميباشد ولى در واجب معلّق وجوب منجّز بوده و به هيچ قيد و شرطى وابستگى و توقّفى ندارد امّا تحقّق و وجودش در خارج مقيّد به قيد است چه آنكه حجّ باعتبار بعد از حصول استطاعت چون تحقّقش در خارج موقوف بر فرارسيدن وقت مراسم است لاجرم به اين لحاظ واجب معلّق مىباشد . قوله : و منها : يعنى و من التّقسيمات . قوله : تقسيمه الى المعلّق و المنجّز : ضمير مجرورى در « تقسيمه » به واجب عود مىكند .
تحرير الفصول في شرح كفاية الأصول (فارسى) — صفحة 806 | سيد محمد جواد ذهنى تهرانى