تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحرير الفصول في شرح كفاية الأصول (فارسى) — صفحة 1570

مساهمون:

ص١٥٧٠
از جمله روايتى است كه مرحوم كلينى و صدوق در كتاب كافى و فقيه از زراره ، از مولانا الباقر عليه السّلام نقل كرده‌اند كه وى از حضرتش راجع به مملوكى كه بدون آقايش ازدواج نموده بود سؤال كردند ؟ حضرت در جواب فرمودند : امر اين ازدواج با آقاى مملوك مىباشد ، اگر خواست آن را اجازه داده و در صورتى كه بخواهد بين او و همسرش جدائى بياندازد . زراره ميگويد : عرض كردم : خداوند متعالى سلامت بدارد شما را حكم بن عيينه و ابراهيم نخعى و اصحاب ايندو ميگويند : اصل نكاح فاسد بوده و اجازه آقاى مملوك فائده‌اى ندارد . حضرت فرمودند : مملوك عصيان و نافرمانى حقتعالى را نكرده بلكه سرپيچى از آقا و مولايش نموده لذا وقتى او عقد را اجازه نمود پس عقد براى مملوك جائز و مباح است . تقريب استدلال تقريب استدلال بحديث شريف بر تلازم بين حرمت و فساد اينستكه : ظاهر حديث دلالت دارد بر اينكه اگر نكاح مزبور حرام و مملوك در اقدام به آن عصيان حقتعالى را كرده بود هر آينه فاسد و باطل واقع شده بود منتهى چون حرامى صورت نگرفت لاجرم نكاح فاسد نميباشد . و مخفى نمايد كه مقصود از معصيت منفيّه در فرمايش امام عليه السّلام اينستكه : نكاح مملوك از امورى نيست كه حقتعالى آن را امضاء نفرموده و