كه از افعال قلبى مىباشد همانطوريكه در تجرّى و انقياد متّصف به حرمت و عدم حرمت فعل قلبى مىباشد .
تحرير و شرح
مرحوم مصنّف از اشكال ياد شده دو جواب ميدهند كه شرحش چنين است :
جواب اوّل
عبادات دو قسم هستند :
1 - افعال و اعماليكه اگر شارع به آنها امر نمايد پس از امر عمل عبادى شده بطورى كه امر متعلّق به آن ساقط نشده مگر آنكه به داعى قربت انجام شود مانند روزه عيد فطر و قربان .
2 - افعال و اعماليكه با قطع نظر از امر شارع عبادت هستند و بعبارت ديگر عبادت بودنشان ذاتى بوده و ناشى از قبل امر نيست همچون سجده براى حقتعالى .
امّاقسم اوّل ، بايد بگوئيم :
هيچ محذورى ندارد كه اينقسم از افعال عبادى كه در صورت تعلّق امر به آنها عبادت ميشوند منهىّ عنه بوده و متّصف به حرمت ذاتى باشند مثلا روزه عيد قربان و فطر در عين حالى كه عبادت به معناى مذكور هستند منهىّ عنه نيز بوده و حرام ذاتى ميباشند .
و امّا قسم دوّم : اينقسم نيز در عين حالى كه فعلا عبادت است ميتوان آن را متّصف بحرمت ذاتى دانست مثلا اگر جنب يا حائض از سجده نهى شوند درباره اين سجده ميتوان گفت :
عبادتى است كه ذاتا حرام و منهى مىباشد ، امّا عبادت بودنش بخاطر آنست كه فرض كلام چنين مىباشد و امّا حرمت ذاتى آن به جهت مفسده
تحرير الفصول في شرح كفاية الأصول (فارسى) — صفحة 1558
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص١٥٥٨