تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحرير الفصول في شرح كفاية الأصول (فارسى) — صفحة 1534

مساهمون:

ص١٥٣٤
طهارت لباس نمازش را خواند و سپس تقيّه بر طرف شده يا پس از نماز كشف شد لباسش متنجّس بوده . قطعا مكلّف مأموربه بامر اضطرارى را در مثال اوّل و مأموربه بامر ظاهرى را در مثال دوّم اتيان كرده حال اگر بگوئيم در وقت اعاده و در خارج از آن قضاء ساقط است و بدين ترتيب حكم بصحّت مأتىبه نمائيم اين سقوط مجعول بوده و با اينكه مقتضى براى ثبوت قضاء و اعاده وجود داشته شارع مقدّس از باب منّت و تخفيف آن را از مكلّف ساقط نموده است پس در نتيجه بايد ملتزم شويم كه صحّت و فساد در اينفرض دو حكم مجعول بوده نه دو وصف انتزاعى و اعتبارى . بنابراين صحّت و فساد از نظر فقيه چه نسبت به مأموربه بامر واقعى اوّلى در نظر گرفته شده و چه نسبت به مأموربه بامر واقعى ثانوى و چه نسبت به مأموربه بامر ظاهرى با صحّت و فساد بعقيده متكلّم فرق مىكند . قوله : و هو انّه لا شبهة فى انّ الصّحّة الخ : ضمير « هو » به تنبيه و در « انّه » به معناى « شأن » مىباشد . قوله : وصفان اعتباريّان : مقصود از وصف اعتبارى در اينجا انتزاعى مىباشد . قوله : و عدمها : يعنى و عدم مطابقت . قوله : ثبوت الاعادة او القضاء معه : ضمير در « معه » به اتيان راجع است . قوله : فالصّحّة بهذا المعنى فيه : مقصود از « هذا المعنى » سقوط قضاء و اعاده بوده و ضمير در « فيه » به مأموربه بامر واقعى اوّلى راجع است . قوله : الّا انّه ليس بامر اعتبارى : ضمير در « انّه » به صحّت به معناى سقوط قضاء و اعاده راجع است . قوله : كما يستقلّ باستحقاق الخ : ضمير در « يستقلّ » به عقل عود مىكند . قوله : و فى غيره : يعنى در غير مأموربه بامر واقعى اوّلى .
تحرير الفصول في شرح كفاية الأصول (فارسى) — صفحة 1534 | سيد محمد جواد ذهنى تهرانى