فافهم .
ترجمه :
امر پنجم
در عنوان بحث صرفا موضوعاتى داخلند كه براى اتّصاف به « صحّت » و « فساد » قابليّت داشته باشند يعنى گاه باشد كه اثر مترقّب از آن را داشته و بدين ترتيب بصحّت موصوف بوده و زمانى اينطور نباشد و بواسطه اختلال برخى از امور معتبر در آن اثر مترتّب را دارا نبوده و بدين ترتيب فاسد تلقّى گردد .
امّا موضوعى كه اثر شرعى نداشته يا اثرش هيچگاه از آن منفكّ نيست همچون برخى از اسباب ضمان كه على الدّوام اثر با آن بوده و زمانى كه فاقد آن باشند در آنها قابل تصوّر نيست از مورد بحث خارج و در عنوان نزاع داخل نميباشند زيرا در اين اشياء هرگز فساد طارى و عارض نميگردد تا نزاع شود آيا نهى از آنها اقتضاى فسادشان را داشته يا مقتضى آن نميباشد .
در نتيجه بايد بگوئيم : مقصود از « شيئ » در عنوان بحث عبادت بمعنائى است كه گذشت و همچنين معامله به معناى اعمّ مىباشد يعنى معاملهاى كه هم به صحّت متّصف گشته و هم بفساد اعمّ از آنكه عقد بوده يا ايقاع و يا غير ايندو باشد .
تحرير و شرح
حاصل فرموده مرحوم مصنّف در اين امر آنست كه :
اشياء و موضوعاتى در اين بحث داخل و مورد نزاع هستند كه گاهى بواسطه ترتّب آثار بر آنها متّصف به صحّت بوده و زمانى بملاحظه عدم ترتّب اثر و انفكاك خواصّ مترقّبه از آنها به فاسد موصوف شوند مانند نماز و روزه از عبادات و بيع و اجاره از معاملات .
و امّا موضوعاتى كه اينچنين نبوده بلكه يا اساسا بىاثر بوده و از نظر
تحرير الفصول في شرح كفاية الأصول (فارسى) — صفحة 1523
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص١٥٢٣