بعث و طلب فعلى شده بدون اينكه نيازى به خطاب ديگر باشد بطورى كه اگر خطاب اوّل نميبود بسا بالفعل و در اين هنگام از انشاء خطاب متمكّن نبود .
از اين گذشته فائده ديگر آن اينستكه خطاب اينچنين شامل ايجاب فعلى نسبت بواج شرط بوده در نتيجه نسبت بوى بعث فعلى و در حقّ فاقد شرط بعث تقديرى ميگردد .
تحرير و شرح
حاصل سؤال اينستكه :
طبق تقرير مصنّف ( ره ) قبل از حصول شرط اگر چه متكلّم و مولا صيغه امر را انشاء نموده ولى بواسطه آن طلب و بعث در زمان حال و پيش از حصول شرط انشاء نشده و موكول به بعد از حصول آن مىشود حال جاى اين سؤال است كه انشاء در اين زمان چه فائدهاى دارد بلكه مولا صبر كند وقتى شرط حاصل شد آنگاه وجوب و طلب را انشاء نمايد از اينرو القاء صيغه در زمان قبل از حصول شرط عمل لغو و بيهودهاى است كه هيچ ثمره و فائدهاى بر آن مترتّب نيست .
و حاصل جوابيكه مرحوم مصنّف از اين سؤال ايراد ميفرمايند اينستكه :
براى اين انشاء ميتوان دو فائده تصوّر نمود :
الف : بسا مولا پس از حصول شرط از انشاء صيغه متمكّن نيست لذا انشاء قبلى در اين زمان مؤثّر واقع شده و وجوب بواسطهاش فعلى و حالى ميگردد بدون اينكه نيازى بانشاء جديد باشد .
ب : فائده ديگرى كه بر آن مترتّب است اينكه مكلّفين به دو قسمند :
برخى واجد شرط بوده و گروهى فاقد لذا انشاء مزبور نسبت به واجد شرط وجوب و طلب حالى احداث كرده و نسبت به فاقد طلب و بعث تقديرى
تحرير الفصول في شرح كفاية الأصول (فارسى) — صفحة 789
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٧٨٩