تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحرير الفصول في شرح كفاية الأصول (فارسى) — صفحة 783

مساهمون:

ص٧٨٣
ممكنست فعلا و در حال حاضر بخاطر نبودن مانعى بطرفش ميل پيدا كرده و آن را طلب بنمايد امكان آن نيز هست كه بطور تعليق و مقيّد آن را بخواهد و طلبش را به لحاظ وجود مانعى كه فعلا در بين است بر شرط متوقّع الحصول مقيّد و بآينده معوّق و موكول كند چه آنكه پيش از حصول شرط حاجب و مانعى از طلبش ممانعت مىكند . بنابراين در اين فرض اساسا طلب و بعث بطور مطلق ممكن نبوده بلكه الزاما معلّق بر حصول شرط است از اينرو در مثال اكرم زيدا ان جاء بايد گفت طلب اكرام بعد از آمدن زيد است نه در حال و بطور مطلق . تحرير و شرح حاصل فرموده مرحوم مصنّف اينستكه : تقريرى كه از مرحوم شيخ راجع به لزوم ارجاع شرط به مادّه گذشت از نظر ما تمام و صحيح به نظر نمى رسد زيرا انسان وقتى بشيئى توجّه نمود و آن را مطابق غرض خويش يافت از دو حال خارج نيست : الف : مانعى از انشاء طلب در زمان حال وجود ندارد . ب : فعلا بواسطه وجود مانع نميتواند انشاء طلب كند . در صورت اوّل بدون درنگ و شرط و قيدى وجوب و طلب را انشاء و ايجاد مىكند و اين طلب در زمان حال و بطور مطلق است . ولى در فرض دوّم انشاء طلب مقيّد و مشروط به بر طرف شدن مانع بوده لاجرم انشائش استقبالى و بنحو معلّق مىباشد . و اين تقرير مطابق با واقع و نفس الامر مىباشد از اينرو الزامى در ارجاع قيود به مادّه بحسب واقع و لبّ امر در بين نميباشد . قوله : ففيه انّ الشّيئ اذا توجّه اليه : ضمير در « فيه » به حديث راجع بوده و ضمير در « اليه » به شيئ راجع است . قوله : و كان موافقا للغرض : ضمير در « كان » به شيئ عود مىكند .
تحرير الفصول في شرح كفاية الأصول (فارسى) — صفحة 783 | سيد محمد جواد ذهنى تهرانى