جواب از اشكال
وقتى فرض كرديم منشاء طلب مشروط بحصول شرط مىباشد پس الزاما نبايد پيش از حصول شرط طلب و بعثى وجود داشته باشد چه آنكه در غير اين صورت لازم مىآيد طلب از انشاء آن تخلّف پيدا نموده و منفكّ فرض گردد .
و انشاء امر مشروط همچون اخبار به آن امرى است ممكن چنانچه وجدان به آن شهادت ميدهد .
تحرير و شرح
حاصل اشكال اينستكه :
طبق تقرير مصنّف ( ره ) و ارجاع قيود از قبيل شرط به هيئت لازم مىآيد قبل از حصول شرط و تحقّقش در خارج طلب و وجوبى نبوده اگر چه انشاء شده باشد و بدين ترتيب لازم مىآيد كه بين انشاء طلب و منشاء ( نفس طلب و وجوب ) بتوان تفكيك و جدائى قائل شد .
مثلا در مثال : اكرم زيدا ان جاء .
متكلّم بدون شبهه در حال گفتن انشاء وجوب اكرام را نموده و بدون ترديد طلب را ايجاد كرده است حال اگر قيد « ان جاء » به وجوب راجع باشد معنايش اين مىشود كه قبل از مجيئ زيد با اينكه متكلّم وجوب را انشاء نموده ، ايجاد و انشاء نشده است و چگونه ميتوان به اين امر ملتزم شد با اينكه مثال انشاء و منشاء همچون كسر و انكسار از باب علّت و معلول مىباشد باينمعنا كه انشاء علّت است براى وجود منشاء و انفكاك بين انشاء و منشاء در معناى انفكاك بين علّت و معلول بوده كه التزام به آن ممكن نميباشد .
و حاصل جوابى كه مرحوم مصنّف از اين سؤال و اشكال ميدهند آنست كه :
تحرير الفصول في شرح كفاية الأصول (فارسى) — صفحة 780
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٧٨٠