تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحرير الفصول في شرح كفاية الأصول (فارسى) — صفحة 1407

مساهمون:

ص١٤٠٧
واجب بايد چاره‌اى بيانديشيد . در سؤال و اشكال مذكور گفته شد : اجتناب از فعل حرام يا ترك واجب مقدّمه‌اش خروج از خانه غصبى است و با آن تخلّص از ايندو صورت ميگيرد و چون مقدّمه واجب ، عقلا و شرعا واجب است لاجرم خروج واجب مىباشد پس وى ملزم و مكلّف است كه خروج را بر بقاء اختيار كرده و بدينوسيله خود را از ارتكاب حرام يا ترك واجب برهاند لذا خروج از خانه اگر چه بملاحظه غصب بودنش قبيح مىباشد ولى عنوان مقدميّت اين حرمت را به وجوب منقلب ميسازد . در جواب ميگوئيم : فعليكه ذاتا قبيح و حرام است عنوان عارضى مقدميّت به دو شرط موجب انقلاب حرمتش به وجوب ميگردد . الف : آنكه تخلّص از فعل حرام يا ترك واجب منحصرا با آن صورت بگيرد و باصطلاح فعل حرام مقدّمه منحصره باشد . ب : آنكه وقوع و صدورش در خارج مستند به سوء اختيار نباشد . و ايندو شرط هيچكدام نسبت به خروج از خانه غصبى حاصل نبوده لاجرم مقدّمه بودنش براى واجب يا ترك حرام كافى در انقلاب حرمت به وجوب نيست . امّا وجه نبودن شرط اوّل : اينستكه تنها با خروج مكلّف نميتواند خود را از فعل حرام يا ترك واجب مستخلص نمايد بلكه مقدّمه ديگر كه ذاتا مباح و مشروع است وجود دارد و آن عبارتست از ترك دخول به خانه غصبى چه آنكه مكلّف اگر از ابتداء وارد خانه نشود حرام را مرتكب نشده و واجب را كه عدم تصرّف در ملك غير باشد امتثال نموده است و قبلا گفتيم اگر ذو المقدّمه دو مقدّمه داشته كه يكى مباح و ديگرى حرام مىباشد تنها مقدّمه مباح متّصف بوجوب گشته و مقدّمه حرام بحرمتش باقى بوده و هرگز بوجوب منقلب نميگردد . و امّا وجه نبودن شرط دوّم : فرض اينستكه مكلّف از روى عصيان و