تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحرير الفصول في شرح كفاية الأصول (فارسى) — صفحة 1403

مساهمون:

ص١٤٠٣
سؤال ميتوان گفت كه وى بر خروج و ترك آن هردو قدرت دارد زيرا وقتى دخول و ورود به خانه را ترك نمود خروج نيز ترك شده چنانچه اگر به خانه داخل شود خروج را نيز ميتواند ايجاد نمايد پس هم ايجاد خروج در قدرت او بوده و هم ترك آن و پس از ثبوت قدرت ميتوان وى را پيش از دخول به اين ملاحظه مكلّف به خروج دانست يعنى آن را در حقّش حرام تلقّى نمود . جواب اگرچه در صورت داخل نشدن و ترك آن صدق مىكند كه خروج نيز ترك شده ولى واقع امر اينستكه وى صرفا دخول را ترك كرده و وقتى دخول ترك شد نوبت به ايجاد يا ترك خروج نميرسد چون موضوع آن منتفى مىباشد و بديهى است كه وقتى موضوع شيئى محقّق نبود تكلّم در حكم آن بيهوده سخن گفتن است و مورد بحث ما نظير آنجائى است كه شخص بدون اينكه در معرض هلاكت واقع شود و نيازى به خوردن شراب پيدا كند آن را ترك مىكند ، مسلّم و قطعى است در حقّ تارك شرب خمر در اينفرض فقط بايد گفته شود : وى در مهلكه واقع نشد نه اينكه بگوئيم : شرب خمر در مهلكه را ترك نمود . چه آنكه مهلكه‌اى تحقّق نيافته تا در حقّش بتوان اين عبارت را بيان كرد . بلى از باب قضيّه سالبه بانتفاء موضوع امكان‌پذير مىباشد چنانچه در محلّ صحبت و مورد كلام نيز ترك خروج قبل از دخول از همين باب صادق مىباشد . پس در نتيجه بايد بگوئيم : خروج از ملك غصبى در هرحال و زمانى كه فرض شود ( چه قبل از
تحرير الفصول في شرح كفاية الأصول (فارسى) — صفحة 1403 | سيد محمد جواد ذهنى تهرانى