جواب اوّل
در استدلال گفته شد چون مفاد هيئت از قبيل معانى حرفى است و اين گونه معانى بملاحظه محدوديّت و تشخّصى كه دارند مطلق نبوده لذا قابل تقييد نيز نميباشند .
جواب اينستكه مفاد هيئت اگر چه از قبيل معانى حرفى است ولى همانطوريكه سابقا تحقيق نموديم معانى حروف با اسماء هيچ تفاوتى ندارند لذا همانطوريكه معانى اسماء قابل اطلاق و تقييد بوده حروف نيز همينطور ميباشند .
البتّه اگر خصوصيّت يا محدوديّتى در معانى حرفى استفاده مىشود اين امر ناشى از استعمال بوده و هيچگونه دخالتى در وضع ندارد به اين معنا كه نه موضوع له را خاصّ مىكند و نه مستعمل فيه را بلكه نحوه استعمال را مشخّص مىكند كه بچه طرزى صورت گرفته است لذا لحاظ آليّت همچون اعتبار استقلاليّت از طوارى و عوارض معنا نبوده بلكه صرفا از مشخّصات استعمال مىباشد و شرح اين مقاله بنحو تفصيل در مبحث معانى حرفيّه در باب وضع كه در جلد اوّل نگاشته شده گذشت و بيش از اين در اينجا بشرح نمىپردازيم ، بنابراين مفاد هيئت اگر چه همچون معانى ربطى و حرفى مىباشد ولى مطلق بوده و بدين ترتيب قابليّت براى تقييد را واجد است همچون مفاد مادّه كه از معانى اسميّه است .
جواب دوّم
بفرض قبول كنيم مفاد هيئت شخص و فردى از طلب مىباشد ولى فرد مطلقا ممنوع از تقييد نيست بلكه در برخى موارد همينطور بوده ولى در پارهاى از مواقع قابل تقييد مىباشد .
تحرير الفصول في شرح كفاية الأصول (فارسى) — صفحة 777
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٧٧٧