توضيح
انشاء و ايجاد فرد به دو گونه ممكنست صورت گيرد :
الف : ابتداء فرد را بدون تقييد و شرطى ايجاد و انشاء نمايند سپس در صدد تقييدش برآيند .
ب : از به دو امر و ابتداء انشاء آن را مقيّد و مشروط ايجاد كنند .
اگر بگونه اوّل انشاء شود البتّه قابليّت براى تقييد يا اطلاق را ندارد زيرا بمجرّد اينكه فرد تحقّق يافت از آن نحوهاى كه وجود پيدا كرده نميتوان منقلب و اخراجش كرد چنانچه در كلّيّه عقود و ايقاعات كه واقع ميشوند و فردشان در خارج محقّق ميگردند پس از تحقّق هيچگونه قيد و شرطى را نمىپذيرند لذا در اين نحو از انشاء حقّ با مرحوم شيخ مىباشد .
ولى در صورتى كه فرد و شخص از همان اوّل مشروط و مقيّد ايجاد گردد همچون عقود مشروطه و مقيّده على التّحقيق هيچ محظور و اشكالى در بين نيست .
قوله : كوضعها : يعنى كوضع الحروف .
قوله : انّما الفرق بينهما : يعنى بين حروف و اسماء .
قوله : انّها وضعت : ضمير در « انّها » به اسماء راجع است .
قوله : لتستعمل و تقصد بها : ضميرهاى مؤنّث به اسماء عود مىكند .
قوله : بما هو هو : يعنى بنحو استقلال .
قوله : لتستعمل و تقصد بها معانيها : ضميرهاى مؤنّث به حروف راجع است .
قوله : بما هى آلة و حالة لمعانى المتعلّقات : ضمير « هى » بحروف راجع بوده و مقصود از « معانى متعلّقات » معانى اسماء و افعال است كه حروف به آنها ارتباط و تعلّق دارند .
قوله : من الهيئة المستعملة فيه : ضمير مجرورى در « فيه » به طلب راجع است .
تحرير الفصول في شرح كفاية الأصول (فارسى) — صفحة 778
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٧٧٨