تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحرير الفصول في شرح كفاية الأصول (فارسى) — صفحة 1374

مساهمون:

ص١٣٧٤
ب : مراد از استحباب اين باشد كه بر عبادت واجب عنوانى مصلحت‌دار منطبق و متّحد مىباشد همچون نماز در اماكن شريفه و متبرّكه . ج : مقصود از استحباب اين باشد كه عبادت مزبور با عنوانى مصلحت‌دار ملازم و مقارن است مانند خواندن نماز در مكانى كه موجب ترغيب ديگران به خواندن نماز مىشود . در تمام اين سه صورت امر استحبابى ممكنست حقيقتا بر ارشاد حمل شود يعنى بگوئيم امر استحبابى ارشاد است باينكه مأموربه به آن افضل افراد مىباشد چه بنابر رأى اجتماعىها و چه بنظريّه قائلين بامتناع . پس در حمل امر استحبابى بر ارشاد هيچ قيد و شرطى وجود نداشته بلكه بطور مطلق اين حمل ممكن مىباشد بنابراين اجتماع آن با وجوب هيچ محذورى ندارد زيرا استحباب ارشادى با وجوب مولوى هيچگونه تضادّى ندارد و امّا اينكه بتوان امر استحبابى را همچون امر وجوبى متعلّق به آن بر مولويّت حمل نمود بايد بگوئيم در آن تفصيل بايد داد و توضيح آن اينستكه : عبادت واجب اگر عنوان مستحبّ با آن متّحد باشد بنابر رأى قائلين بجواز اجتماع ميگوئيم : امر وجوبى كه به آن تعلّق گرفته ، امر حقيقى مولوى فعلى بوده ولى امر استحبابى اگرچه مولوى است ولى اقتضائى مىباشد و پرواضح است كه وجوب فعلى با استحباب اقتضائى هرگز متضادّ نميباشد چه آنكه قبلا گفتيم احكام در مرتبه فعليّت با هم تضادّ دارند و بدين ترتيب از اجتماع وجوب با استحباب در اينمقام محذور و اشكالى لازم نمىآيد و اگر عنوان مستحبّ با عبادت واجب ملازم باشد طبق رأى اجتماعىها ميتوان گفت : امر وجوبى كه بعبادت متعلّق است حقيقى مولوى فعلى بوده امّا امر استحبابى اگرچه فعلى است ولى حقيقى نبوده بلكه مجازا بمأموربه تعلّق گرفته و بديهى است كه وجوب فعلى حقيقى با استحباب فعلى مجازى هيچگونه تضادّى ندارد و در اينفرض نيز اجتماع ضدّين لازم نمىآيد .
تحرير الفصول في شرح كفاية الأصول (فارسى) — صفحة 1374 | سيد محمد جواد ذهنى تهرانى