حمل بر ارشاد مىشود يعنى مقصود از « نهى » ارشاد به افراد ديگر است كه واجد مزيّت و ثواب بيشترى هستند و بدين ترتيب در اينفرض نيز اشكال و محذور اجتماع ضدّين پيش نمىآيد چون طبق تقريرى كه نموديم لازم مىآيد عبادت مزبور مورد وجوب مولوى و كراهت ارشادى واقع شده باشد و بين ايندو چنانچه قبلا گفتيم هيچ تنافى و تضادّى وجود ندارد .
قوله : ان يكون النّهى فيه : ضمير در « فيه » به قسم ثالث راجع است .
قوله : عن العبادة المتّحد مع ذاك العنوان : مثلا نماز با عنوان « كون در موضع تهمت » متّحد شده است يا لازمه نماز كون مزبور مىباشد لذا وقتى حقيقتا نهى به « كون در موضع تهمت » تعلّق گرفت بالعرض و المجاز نماز نيز يا از باب اينكه چون با منهىّ عنه متّحد است مورد نهى واقع شده و يا از جهت اينكه ملازم با منهىّ عنه مىباشد البتّه نهى متعلّق به نماز در اينفرض اگر چه مجازى است ولى در عين حال مولوى مىباشد .
قوله : و كان المنهىّ عنه به : ضمير در « به » به نهى راجع است .
قوله : و يمكن ان يكون على الحقيقة : ضمير در « يكون » به نهى راجع است .
قوله : ارشادا الى غيرها : ضمير در « غيرها » به عبادت منهىّ عنه راجع است .
قوله : ممّا لا يكون متّحدا معه : كلمه « ممّا » بيان است از « سائر الافراد » و ضمير در « معه » به ذاك العنوان راجع است .
قوله : او ملازما له : ضمير در « له » به ذاك العنوان عود مىكند .
قوله : اذ المفروض التمكّن الخ : حاصل مراد از اين عبارت اينستكه :
فرض كلام در جائى است كه مكلّف بر اتيان افراد ديگر قادر است يعنى ميتواند افراد ديگرى از نماز را بياورد كه در اماكن تهمه نبوده و واجد چنين حزازت و منقصتى نيستند .
قوله : هذا على القول بجواز الاجتماع : مقصود از مشار اليه « هذا »
تحرير الفصول في شرح كفاية الأصول (فارسى) — صفحة 1369
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص١٣٦٩