تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحرير الفصول في شرح كفاية الأصول (فارسى) — صفحة 1320

مساهمون:

ص١٣٢٠
از فعل انتزاع شده بطورى كه اگر انتزاعش از نظر عالم تصوّر و اختراعش در ذهن نباشد در خارج بحذاء و مقابل آن چيزى نبوده و از قبيل خارج محمول همچون ملكيّت ، زوجيّت ، حريّت و مغصوبيّت و امثال اينها مىباشد چه آنكه بديهى و ضرورى است بعث هرگز به طرف اين سنخ امور نبوده و زجر هرگز از آنها واقع نشده است بلكه آنها را عنوان در متعلّق احكام قرار داده تا آلت و وسيله‌اى باشند براى لحاظ متعلّقات و اشاره به آنها به مقدارى كه غرض ايجاب مينمايد نه اينكه بما هو هو و به ذاته و استقلاله مطلوب باشند . تحرير و شرح غرض مرحوم مصنّف از اينمقدّمه تعيين متعلّق امر و نهى مىباشد و حاصل كلام وى چنين است : قطعا و مسلّما متعلّق احكام فعلى است كه از مكلّف در خارج صورت ميگيرد و وى را فاعل و جاعل آن ميخوانند همچون حركات و افعال . امّا اسم و عنوان اين افعال همچون نام « صلوة » يا اسم وضوء هرگز نميتواند متعلّق واقع شود چنانچه عناوين انتزاعى از افعال كه صرفا انتزاعشان در عالم تصوّر و اختراعشان در ظرف ذهن بوده و در خارج مقابل و معادلى ندارند و باصطلاح از سنخ خارج محمول محسوب ميشوند هرگز متعلّق احكام نميباشند مانند ملكيّت و زوجيّت و رقّيّت و حريّت و مغصوبيّت و ساير اعتبارات و اضافات . و شاهد بر اين گفتا اينستكه بعث يا زجر هرگز نسبت به اين قبيل امور صورت نمىگيرد بطوريكه از آنها مستقلّا به عنوان متعلّق حكم استفاده گردد بلكه وجود آنها صرفا به اين منظور مورد توجّه است كه از آنها بعنوان آلت براى لحاظ متعلّقات احكام استفاده بشود . قوله : ثانيتها : ضمير به مقدّمه راجعست . قوله : انّه لا شبهة فى انّ متعلّق الاحكام : ضمير در « انّه » به معناى « شأن »
تحرير الفصول في شرح كفاية الأصول (فارسى) — صفحة 1320 | سيد محمد جواد ذهنى تهرانى