تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحرير الفصول في شرح كفاية الأصول (فارسى) — صفحة 1291

مساهمون:

ص١٢٩١
آن در توضيح مرام هريك از اجتماعى و امتناعى خواهد آمد . پس حاصل كلام آنكه : مناط و ملاك باب تزاحم آنست كه مقتضى براى هردو حكم فعلى بوده و مورد اجتماع بهردو متّصف باشد لذا قائلين به اجتماع چون آن را مستحيل ندانسته حكم بجواز كرده و امتناعىها بملاحظه استحاله‌اى كه به آن معتقدند آن را محال تلقّى كرده و گفته‌اند يكى از دو حكم بيشتر نميتواند تحقّق داشته باشد .

باب تعارض و مناط آن

باب تعارض در جائى است كه مناط هردو حكم در آنجا نباشد و بعبارت ديگر : مقتضى براى هردو حكم وجود نداشته باشد و آن از دو حال خارج نيست : الف : آنكه هيچيك از دو ملاك يعنى مفسده و مصلحت وجود ندارد . ب : آنكه يكى از ايندو متحقّق باشد . در صورتى كه يكى از ايندو تحقّق داشته باشد مورد اجتماع تنها متّصف بمقتضاى آن مىباشد مثلا اگر واجد مصلحت بود واجب بوده و در صورتى كه داراى مفسده باشد محكوم بحرمت است . و در فرضى كه هيچيك از ايندو موجود نباشد مورد به حكم ديگرى محكوم ميگردد . لازم بتذكّر است كه در آنچه گفته شد فرقى نيست بين اينكه بجواز اجتماع قائل شده يا امتناعى گرديم . قوله : انّه لا يكاد يكون من باب الاجتماع : ضمير در « انّه » به معناى « شأن » است .
تحرير الفصول في شرح كفاية الأصول (فارسى) — صفحة 1291 | سيد محمد جواد ذهنى تهرانى