تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحرير الفصول في شرح كفاية الأصول (فارسى) — صفحة 1279

مساهمون:

ص١٢٧٩
تحرير و شرح حاصل استدراك اينستكه : در علم كلام دو باب معنون است : الف : تكليف بمحال . ب : تكليف محال يا التّكليف المحال به صورت صفت و موصوف . مقصود از اوّل ( تكليف بمحال ) اينستكه اصل تكليف محال و غير ممكن نباشد ولى متعلّق آن امر مستحيل فرض شود نظير امر بضدّين يا كلّيّة امر بشيئ كه غير مقدور مكلّف مىباشد . و منظور از دوّم ( تكليف محال ) اينستكه نفس تكليف مستحيل و غير ممكن باشد مثل اينكه در نفس آمر نسبت بشيئ واحدى هم اراده بوده و هم كراهت . استحاله تكليف محال را قاطبه اهل عقل تصديق داشته و احدى در آن بنزاع برنخاسته است ولى در استحاله تكليف بمحال بين عدليّه و اشاعره اختلاف است : حضرات عدليّه بالاتّفاق آن را مستحيل دانسته ولى اشاعره بجواز آن قائل ميباشند . با توجّه به اين مقدّمه كوتاه ميگوئيم : اگر قائلين بجواز اجتماع امر و نهى از عدليّه باشند البتّه با قطع نظر از محذور « تكليف محال » چون تكليف بمحال نيز لازم مىآيد و اشكال متوجّه بايشان تنها استحاله نفس تكليف نيست بلكه بايد محذور تكليف بمحال را هم جواب دهند لاجرم ايشان براى تأمين جواب از اشكال تكليف بمحال مجبورند قيد مندوحه در مقام امتثال را اعتبار كنند تا بدينوسيله بر طبق مبنائى كه داشته و تكليف بمحال را نيز غير ممكن ميدانند از اين اشكال رها شده و از اين رهگذر به آنها ايرادى متوجّه نشود . چنانچه غير از اين قيد امور ديگرى از قبيل بلوغ ، عقل ، اختيار و علم
تحرير الفصول في شرح كفاية الأصول (فارسى) — صفحة 1279 | سيد محمد جواد ذهنى تهرانى