تحرير و شرح
ايجاب و تحريم داراى اقسامى بوده از قبيل :
غيرى ، نفسى ، تعيينى ، تخييرى ، عينى ، كفائى .
مسئله جواز اجتماع امر و نهى يا امتناع آن اختصاص بهيچيك از اين اقسام نداشته بلكه در تمام جارى و سارى است زيرا ملاك و مناط اين بحث كه امكان اجتماع يا امتناع باشد تعميم داشته و شامل جميع مىباشد چنانچه در عنوان بحث چون لفظ امر و نهى بطور مطلق ذكر شدهاند لاجرم مقتضاى اطلاقشان تعميم بوده و نميتوان آنها را محدود و مقيّد به خصوص برخى از اقسام دانست .
ادّعاء و ضعف آن
ممكنست ادّعاء شود :
اطلاق لفظ امر و نهى منصرف است بخصوص نفسى تعيينى عينى .
ولى اين ادّعاء ضعيف و بىاساس است زيرا منشاء انصراف يا غلبه وجودى بوده و يا غلبه استعمالى مقصود از غلبه وجودى كثرت افراد و مصاديق بوده و از غلبه استعمالى آنست كه به كار بردن لفظ در معناى كذائى بيشتر صورت گيرد .
امّا غلبه وجودى نفسى تعيينى عينى نسبت به ديگر اقسام هم بحسب صغرى ممنوع بوده و هم از نظر كبرى .
امّا از نظر صغرى ميگوئيم :
قبول نداريم كه ايجاب نفسى تعيينى عينى از نظر مصاديق بيشتر از ديگر اقسام باشد .
و امّا از حيث كبرى ميگوئيم :
غلبه وجودى در هرجا منشاء انصراف نبوده و كلّيّت آن مخدوش و مورد اشكال مىباشد .
تحرير الفصول في شرح كفاية الأصول (فارسى) — صفحة 1268
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص١٢٦٨