و پيش از وارد شدن در مقصود امورى چند برسم مقدّمه ذكر مىنمائيم .
امر اوّل
مقصود از امر واحد هرشيئى است كه داراى دو وجه بوده و در تحت دو عنوان داخل باشد بطوريكه بملاحظه يكى از دو عنوان مورد امر و باعتبار ديگرى متعلّق نهى واقع گردد اگرچه كلّى بوده و بر افراد متكثّر حمل شود نظير نماز در ملك غصبى .
تنبيه
غرض از ذكر « واحد » در عبارات قوم اينستكه موردى كه متعلّق امر و نهى متعدّد بوده و از نظر وجود با هم متّحد نيستند از مورد بحث خارج شود اگرچه هردو در تحت مفهوم واحدى داخل باشند نظير سجود براى خدا و براى بت كه مفهوم « السّجود » جامع هردو مىباشد ولى در خارج با هم اتّحاد وجودى و مصداقى ندارند .
نه اينكه غرضشان اخراج واحد جنسى يا نوعى همچون حركت و سكون كلّى بوده كه عنوان صلوة و غصب بودن هردو بر آنها صدق مىكند .
تحرير و شرح
مؤلّف گويد :
يكى از ابحاث مورد اهميّت اصول بحث اجتماع امر و نهى بوده كه حضرات با هم در آن باختلاف پرداختهاند برخى آن را عقلا و عرفا ممتنع دانسته و گروهى عرفا و عقلا آن را تجويز نموده و دستهاى ديگر تفصيل داده و فرمودهاند :
اجتماع ايندو عقلا جايز بوده ولى عرفا ممتنع مىباشد .
تحرير الفصول في شرح كفاية الأصول (فارسى) — صفحة 1246
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص١٢٤٦