شده چه مقيّده بوده و چه مطلقه باشد و مقتضاى ترك آن از نظر عقل ترك جميع افراد آن مىباشد .
تحرير و شرح
حاصل فرموده مصنّف اينستكه :
متعلّق نهى از دو حال خارج نيست :
الف : آنكه مقيّد به زمان يا حال و وصفى مىباشد .
مثال مقيّد به زمان مانند اينكه بگويند :
لا تشرب الماء طول النّهار .
و مثال مقيّد به حال و وصف نظير اينكه بگويند :
لا تشرب الماء فى حال القيام .
ب : آنكه از هرگونه تقييدى مجرّد و برهنه باشد نظير اينكه مىگويند :
لا تشرب الخمر .
در هردو قسم چه مقيّد و چه مطلق متعلّق نهى طبيعت مىباشد منتهى در اوّل طبيعت مقيّد و در دوّم طبيعت مطلق مطلوب مىباشد .
پرواضح است كه در طبيعت مقيّده به زمان مطلوب ترك تمام افراد در زمان تعيين شده مىباشد نه افراد خارج از آن لذا در مثال مذكور مكلّف بايد هيچيك از مصاديق شرب آب در روز را انجام ندهد امّا افراد پس از آن و آنهائى كه در شب واقعند ايرادى نداشته و فعل آنها مورد نهى نيست چنانچه در طبيعت مقيّده به حال صرفا افراد در حال مزبور مورد نهى واقع شدهاند نه مصاديق طبيعت به لحاظ حال ديگر از اينرو اگر مكلّف آب را در حال نشسته بخورد ترك امتثال ننموده .
و در طبيعت مطلقه ، مطلوب ترك جميع افراد و مصاديق است بدون اينكه زمان و حالى در آن لحاظ و مراعات شده باشد از اينرو در مثال لا تشرب الخمر وى بايد هيچيك از مصاديق شرب خمر را مرتكب نشود .
تحرير الفصول في شرح كفاية الأصول (فارسى) — صفحة 1240
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص١٢٤٠