مطلق باشد البتّه ميتوان گفت اطلاق دليل واجب مقتضى است كه پس از انقضاء وقت وجوب همچنان ثابت و باقى بوده و تقييد به وقت بمناط و حسب تمام مطلوب بوده نه اصل آن تا با انقضائش مطلوب ساقط گردد .
تحرير و شرح
حاصل فرموده مرحوم مصنّف در اين عبارات اشاره به دو نكته است :
نكته اوّل
دليلى كه مشتمل بر امر به واجب موقّت است مانند :
اقم الصّلوة لدلوك الشّمس الى غسق اللّيل .
معنايش اينستكه واجب لازم است در وقت معيّن شده اتيان گردد چنانچه دليل مذكور مدلول و مفادّش اينستكه نماز از زوال ظهر تا غروب بايد اتيان و انجام شود .
حال اگر وقت تعيين شده گذشت و مكلّف واجب موقّت را در آن انجام نداد صحبت در اينستكه آيا امر بواجب موقّت دلالت بر اتيان آن در خارج وقت دارد يا چنين دلالتى برايش ثابت نيست .
مرحوم مصنّف ميفرمايند :
بعقيده ما امر مزبور بملاحظه اينكه حامل توقيت و تعيين وقت براى واجب مىباشد اصلا دلالت بر عدم اتيان واجب در خارج وقت و سقوط امر مينمايد و بفرض تنزّل كرده و دلالتش بر عدم امر در خارج وقت را ثابت ندانيم قطعا عدم دلالتش بر امر را تصديق نموده و امر مسلّمى ميدانيم چه آنكه دلالت امر بموقّت بر انجام واجب در خارج وقت نه به دلالت مطابقى ثابت بوده و نه تضمّنى و نه التزام و وقتى انحاء دلالات ساقط و منتفى بودند چگونه ميتوان قائل به دلالت مزبور گرديد .
تحرير الفصول في شرح كفاية الأصول (فارسى) — صفحة 1221
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص١٢٢١