قوله : بقدره : يعنى به قدر واجب .
قوله : فمضيّق : مثال واجب مضيّق مانند روزه كه زمانش از طلوع فجر صادق تا مغرب بوده و فعل آن نيز به همين مقدار مىباشد .
قوله : و امّا ان يكون اوسع منه : ضمير در « يكون » به زمان راجع بوده و ضمير در « منه » به واجب راجع است .
قوله : فموسّع : مانند نمازهاى يوميّه .
متن :
و لا يذهب عليك انّ الموسّع كلّى كما كان له افراد دفعيّة كان له افراد تدريجيّة يكون التّخيير بينها كالتّخيير بين افرادها الدّفعيّة عقليّا و لا وجه لتوهّم ان يكون التّخيير بينها شرعيا ، ضرورة انّ نسبتها الى الواجب نسبة افراد الطّبايع اليها كما لا يخفى .
و وقوع الموسّع فضلا عن امكانه ممّا لا ريب فيه و لا شبهة تعتريه و لا اعتناء ببعض التّسويلات كما يظهر من بعض المطوّلات .
ترجمه :
كلّى بودن واجب موسع و حكم آن
مرحوم مصنّف ميفرمايند :
مخفى نماند كه واجب موسع كلّى است و همانطوريكه افراد دفعى و عرضى داشته برايش مصاديق تدريجى و طولى نيز وجود دارد كه تخيير بين آنها همچون تخيير بين افراد عرضى عقلى مىباشد .
و اينكه برخى تخيير در اينجا را شرعى پنداشتهاند ظاهرا وجهى ندارد زيرا ضرورى و بديهى است كه نسبت افراد مزبور به واجب همچون نسبت افراد طبايع به آنها مىباشد .
و وقوع واجب موسّع در شرع چه رسد به امكان و ثبوتش از امورى است كه شبهه و ترديدى در آن راه ندارد و نبايد به پارهاى از تسويلات و