تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحرير الفصول في شرح كفاية الأصول (فارسى) — صفحة 1198

مساهمون:

ص١١٩٨
كشف و بدست آورد . مثلا اگر آمر فرموده باشد كه ترك هريك بدون ديگرى جايز نيست از اين اثر و تبعه ميتوان كشف كرد كه هركدام واجب تخييرى بوده كه در ظرف ترك هريك ديگرى واجب تعيينى مىشود باينمعنا كه غرض مترتّب بر مأتىبه را آمر بجاى غرضى كه از متروك مقصود بوده مىپذيرد چنانچه در خصال كفاره ماه مبارك رمضان امر چنين مىباشد زيرا بر هركدام از اعتاق و صيام ستّين و اطعام شصت نفر غرضى مستقلّ مترتّب است كه اگر هريك از آنها اتيان شوند تنها غرض مقصود از آن حاصل شده نه غرض مقصود از دوتاى ديگر ولى در عين حال در صورت ترك هريك و آوردن ديگرى مولى به غرض مترتّب بر مأتىبه اكتفاء مىكند و آن را بعنوان بدل از غرض مقصود بر متروك مىپذيرد فلذا اگر مكلّف شصت روز روزه گرفت و اعتاق عبد نكرد يا شصت فقير را اطعام ننمود از عهده تكليف برآمده باينمعنا كه تنها تحصيل غرض مقصود بر گرفتن شصت روز كفايت نموده و بجاى آن دو غرض ديگر مولى را راضى و خشنود مينمايد . چنانچه اگر مولى بجاى عبارت مذكور فرموده باشد ثواب تنها بر فعل يكى مترتّب بوده و عقاب بر ترك مجموع آنها بار مىشود . باز اين عبارت مفادّش همين است كه هركدام از اشياء سه‌گانه بنحو وجوب تخييرى واجب و لازم ميباشند پس در اينفرض نميتوان همچون صورت اوّل بگوئيم واجب امر واحدى است كه قدر جامع باشد و براى تحصيل آن عقل ما را در آوردن هريك مخيّر قرار ميدهد و در نتيجه تخيير عقلى است بلكه حكم اين صورت همانطوريكه اشاره شد آنست كه هركدام مستقلّا واجب و لازم بوده منتهى در مقام امتثال شارع مقدّس ما را در آوردن هريك مخيّر نموده و بدين ترتيب تخيير شرعى مىباشد . و حاصل كلام آنكه : حكم صورت اوّل كه ملاك امر وجود غرض واحدى باشد كه با
تحرير الفصول في شرح كفاية الأصول (فارسى) — صفحة 1198 | سيد محمد جواد ذهنى تهرانى